در
رابطه با تحزبگرایی، رهبر معظم انقلاب نیز در سفر مهر ماه 90 به استان
کرمانشاه در جمع دانشجویان این استان به موضوع احزاب اشاره کرده و احزابی
را که برای کسب قدرت و ثروت تشکیل شوند مذموم دانسته و وظیفه اصلی حزب را
رساندن جامعه به یک سطح از معرفت سیاسی و عقیدتی و دوری از کشمکش های سیاسی
دانستند. صرف
نظر از اینکه عموم احزاب در ایران پس از انقلاب اسلامی ارتباطی با توده
های مردم برقرار نکرده اند که بخواهند سطحی بر سطوح معرفت ایشان بیافزایند و
این دوری از مردم در برخی از احزاب تا حدی بوده که میانگین سنی اعضای ارشد
آن احزاب بعضا به هفتاد سال (!) می رسد و با این وجود ادعای پوست اندازی
نیز داشتهاند. انتخابات
مجلس نهم حاوی اتفاقات مهمی از جمله رویگردانی از مردم به بزرگان احزاب
در کشور بود؛ کسانیکه طی این سالها همواره مدعی این بودند که یک جامعه باید
بر مبنای سیستم حزبی اداره شود و حتی در این مسیر جریان اصولگرایی را نیز
با نگاه حزبی خود، به یکسری احزاب
خاص محدود نمودند. نگاهی که اعتقاد به «دست به دست شدن قدرت» داشت، نه
گردش نخبگان و نخبگانش نیز همان حلقه الیگارشی راس حزب بودند. و از طرف
دیگر افراد و صلاحیت های ایشان موضوعیتی نداشت و حزب تعیین کننده همه امور
بود نظیر همان قرارداد نانوشته ای که در زمان انتخابات 84 بنا بود در بین
اصولگرایان اجرایی شود و این مردم بودند که با انتخاب خود زیر بار این نگاه
بسته نرفتند و احمدی نژاد با زدن دست رد به سینه تفکر حزبگرا، ثابت نمود
که مردم در ایران دنباله رو احزاب نیستند بلکه نگاه آرمانی دارند. در
انتخابات اخیر رای ندادن مردم به بزرگان احزاب بسیار جالب توجه می نمود از
جمله این افراد میتوان به محمد نبی حبیبی و اسدالله بادامچیان، دبیر کل و
قائم مقام حزب موتلفه، حسین فدایی دبیر جمعیت ایثارگران ، امیدوار رضایی
از اعضای اصلی حزب عدالت و توسعه و محسن کوهکن از اعضای اصلی جبهه پیروان
خط امام اشاره کرد. می
شود اینگونه نتیجه گرفت که فاصله بسیار زیاد این احزاب با مردم، سبب
رویگردانی مردم از این احزاب شده است و نشاندهنده اینست که تصور مردم
اینست که در عملکرد این احزاب، نگاه غربی مبتنی بر جنگ قدرت جاری است. برخی
گروهها و جریانهای رسانهای کشور که در زمان بروز فتنه 88 در مقابل آن
ایستاده بودند پس از انتقال فتنه از فضای سیاسی به فضای اقتصادی به دلیل
جهالت و فقدان بصیرت دچار سردرگمی شده و با خیال باطل خاموش شدن شعلههای
فتنه عملاً به همراهی با فتنهگران در فضای اقتصادی پرداختند شبکه ایران ـ دکتر مهدی رجبی هرچند
که رخدادها و تحولات شکل گرفته پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم بیشتر از
دریچه سیاسی مورد ارزیابی قرار گرفته و با ادبیات سیاسی به آن پرداخته شده
است اما اغلب کارشناسان و تحلیلگران مسائل کلان بر این باورند که بروز
اصطکاکهای شدید در عرصه سیاسی کشور بویژه در جریان فتنه 88 از ریشههای
اقتصادی برخوردار است. نگاهی به عملکرد اقتصادی دولت نهم و رشد فزاینده
خدمات و خدمترسانی به طبقات ضعیف جامعه و تغییر در برخی روالهای اقتصادی
کشور که از آن به جراحی اقتصادی یاد شده است نیز مؤید همین نکته است. اما
پس از آنکه به سبب ایستادگی ملت و نظام اسلامی در برابر دشمنان داخلی و
خارجی و بدخواهان نظام و مردم، فضای سیاسی کشور برای این گروهها ناامن شد،
میدان عمل و تقابل کاملاً از فضای سیاسی به فضای اقتصادی منتقل شد. ادامه اين مطلب زيبا و تحليلي را حتما بخوانيد
از حدود یک سال پیش و با نزدیک شدن به موعد انتخابات نهمین دوره
مجلس شورای اسلامی، برخی سیاسیون، اصحاب قدرت، ثروت و باندبازی، برای آنکه
بتوانند انحصارگرایانه، قدرت را در چنگ خویش بگیرند، موج تخریبی سنگینی را
علیه دولت، رئیس جمهور و اطرافیان وی تحت عنوان مقابله با جریان انحرافی به
راه انداختند. این گروه
زیاده خواه و انحصارطلب از یک سو به فعالیت های انتخاباتی زودرس خود شدت می
بخشیدند و از سوی دیگر بر شدت تخریب ها، دروغ هال و تهمت های شرم آور خویش
علیه یاران صدیق رئیس جمهور می افزودند تا جایی که هیچ حریم و حرمتی را
پاس نداشتند و همه پرده های اخلاق و تقوا را دریدند. از آنجا که هدف عمده این تخریب ها و
تهمت ها، پیروزی در انتخابات مجلس نهم بود، خدمتگزاران ملت صلاح کشور و
انقلاب را بر آن دیدند تا در مقابل این سیل مخرب سکوت پیشه کنند اما قطعا
چیزی نبود که از حافظه ملت هوشیار ایران به این سادگی پاک شود. اکنون که به فضل الهی انتخابات مجلس
نهم با حماسه بی نظیر 12 اسفند پایان یافت و پوچ بودن همه آن ادعاها به
اثبات رسید، صرفا جهت یادآوری، عبرت گیری و ثبت در تاریخ، گوشه ای از آن
همه تهمت و دروغ را مرور می کنیم تا بر بخش کوچکی از مظلومیت های رئیس
جمهور و دولت مظلوم و خدمتگزار واقف گردیم. آنچه تقدیم می شود بدون ذکر نام
گویندگان و بخش اندکی از آن همه تیترها و متن های زهرآگینی است که تنها
مربوط به انتخابات می شود و مرور آنچه تحت نام مقابله با
جریان انحرافی بر دولت رفت را به فرصت دیگری می سپاریم. صرفا جهت یادآوری؛ بدون شرح: جريان انحرافي براي تبليغات و پشتيباني
مالي هر كدام از كانديداهاي مورد نظرش براي انتخابات مجلس مبلغ يك
ميليارد تا سه ميليارد تومان و در مجموع 900 میلیارد تومان در
نظر گرفته است سی دی «ظهور نزدیک است» یک ترفند سیاسی است که با هدف تبلیغات
انتخاباتی برای یک جریان انحرافی تهیه و در سطح گسترده ای توزیع
شده است. تهیه کنندگان سی دی که از بی اعتمادی مردم نسبت به خود باخبرند،
قصد داشته اند با توزیع گسترده آن ابتدا آقای دکتر احمدی نژاد را در اذهان
عمومی همان «شعیب بن صالح» معرفی کنند و بعددر دوران انتخابات مجلس، ریاست
جمهوری و یا… با استناد به این که از افراد
نزدیک به آقای احمدی نژاد و مورد وثوق و اطمینان ایشان هستند، لیست
نامزدهای مورد قبول خود برای مجلس و یا نامزد ریاست جمهوری مورد نظر خود
را، نامزد و نامزدهای مورد تایید حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحنا له
الفداء- جا بزنند!! به گزارش شبکه ایران، سایت خبری صریح نیوز اعلام کرد
"جبهه توحید و عدالت(حامیان دکتر احمدی نژاد)" پس از مراجعات و مطالبات
گسترده متدینین و مومنین، فهرست انتخاباتی خود در تهران را منتشر کرد. این فهرست با توجه به رد صلاحیت گسترده حامیان گفتمان
انقلاب اسلامی، از میان کاندیدای موجود در تهران تهیه و بنا به تشخیص جمعی
از طلاب و دانشجویان حامی دولت تنظیم شده است. اسامی "جهه توحید و عدالت" در تهران، با ترتیب حروف
الفبا به شرح زیر است: 1- مرتضی
آقاتهرانی 1218 2- سید اصغری
علائی 1521 3- نصرت اله اکوانیان
1584 4- فاطمه
آلیا 1245 5-
الهام
امین زاده 1721 6- ابراهیم
انصاریان 1741 7- محمد
بهمنی 1875 8- عبدالله پور
مظاهری 2148 9- محمد مهدی
تسخیری 2174 10- احسان جهاندیده
ثابت 2485 11- اصغر جمالی فرد 12- مرتضی چیت
سازان 2521 13- غلامعلی
حدادعادل 2572 14- نعمت اله
حکیم 2725 15- حوریه
خدایی 2784 16- محمدجمال خلیلیان
اشکذری 2841 17- مریم سادات
شریف 4542 18- فرزادسلیمانی
4728 19- طیبه صفایی 5174 20- علیرضا
عبدالغفاری 5274 21- مرتضی
غرقی 5428 22- جمیله
فدوی 5714 23- ایراندخت
فیاض 5784 24- سیدمهدی
قمصری 5871 25- نوید
کاوین 7148 26- محمد اسماعیل
کفایتی 7185 27- مهدی کوچک
زاده 7245 28- حسین
مظفر 7827 29- بهنام
ملکی 8127 جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست
محترم جمهوری اسلامی ایران؛ سلامی به صلابت سخنان
آتشینت که شعله هایش، منفعت طلبان را سوزاند و دودش در چشم حامیان شماست! سلام و می دانیم که می دانید جسارت، اقتضای دوران
جوانیست و این جوان اگر ذره ای تب مکتبی از نوع عاشورایی داشته و احیاناً
احمدی نژادی هم باشد، می شود بت شکن و تابو برانداز و ضد محافظه کاری و
همان که حافظ می گفت: «رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟!» راستی پس از سلام و پیش از هر علیکی، رئیس جمهورا، ای کاش
گام به وادی ریاست جمهوری نمی گذاشتید در این روزگار غربت ولایت و حاکمیت
باندها و تقسیم غنائم و رانت ها! و مگر نه اینکه قبل از شما، مملکت گل و
بلبل بود و شمع و گل و پروانه، جمعشان جمع و در کوچه و خیابانهای شهرها و
به خصوص روستاها (با لهجه و بی لهجه)می خواندند: «همه چی آرومه ! همگی
خوشبختیم !!!» در
حالیکه فائزه هاشمی رفسنجانی به دلیل توهین به مسئولان نظام به ۶ ماه حبس
محکوم شده بود، سعید تاجیک به جرم توهین به هاشمی رفسنجانی و فائزه هاشمی
به ۸ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سعید تاجیک به جرم توهین و فحاشی و
استعمال الفاظ رکیک به هاشمی رفسنجانی و ایجاد مزاحمت برای دختر وی به ۸
ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد. روزنامه
الأخبار لبنان به مناسبت سالروز این شهید بزرگ نهضت جهانی اسلام، به سراغ
برخی مسئولان امنیتی ایرانی رفته و خصوصیات اخلاقی و جهادی این شهید بزرگ
را از زاویه ارتباطش با ایرانی ها بررسی کرده. ترجمه کامل این متن جذاب را
(که در آن، الأخبار اسامی مسئولان ایرانی را به دلایل امنیتی ذکر نکرده) با
هم می خوانیم: اکثر ایرانیانی که او را می شناختند، گمان
می کردند او یک ایرانی است که در ایر ان به دنیا آمده و نام و پاسپورت
ایرانی دارد. تعداد کمی هم که می دانستند او لبنانی است، او را با نام حاج
رضوان می شناختند. تعداد کمی او را با نام حقیقی اش می شناختند: حاج عماد
مغنیه. انتخابات دوره دهم به يك معنا، واقعاً رفراندوم بود متن کامل سخنان مهم رحیم مشایی در جمع اعضای ستاد یاران
خورشید (چهارشنبه 4 شهریور 1388) : مهندس اسفنديار رحيم مشايي، رييس دفتر رييس جمهوري در جمع
اعضاء ارشد ستاد ياران خورشيد اعلام كرد: انتخابات دوره دهم به يك معنايي
واقعاً يك رفراندوم بود. مهندس اسفنديار رحيم مشايي در ابتداي اين نشست خطاب به
مسئوليت ستاد ياران خورشيد گفت: ابتدا من تشكر مي كنم از حضور شما در اين
محفل و از فرصتي كه در اختيار بنده قرار داديد و تقدير مي كنم از زحمات و
تلاش هاي شما خواهران و برادران عزيز و گرامي كه در دوره انتخابات، در يك
فضاي پرشور در مسير ابلاغ پيام ها و انديشه هاي رياست محترم جمهوري اسلامي
ايران جناب آقاي دكتر احمدي نژاد در كشور كوشش كرديد و خدا را شاكر هستيم
اين تلاش هاي صادقانه و مخلصانه به نتيجه رسيد و به بار نشست و بار ديگر
براي نظام جمهوري اسلامي ايران، براي ولايت فقيه و براي مردم ارزشمدار اين
سرزمين، عزت دوباره اي پديد آمد و فرصت بسيار مهمي شكل گرفت تا بتوانيم در
راستاي فراهم ساختن زمينه هاي اجرايي و عملياتي و فكري و نظري و بستر سازي
براي جامعه جهاني مهدوي گام هاي مؤثرتري برداريم. رييس دفتر رييس جمهور در ادامه افزود: با توجه به اينكه به هر
حال، از وقت بايد استفاده لازم را ببريم و طرح همه مسائل در يك نشست و يك
گفتگو ميسر نيست از ورود به جزئيات مسايل قبل از انتخابات پرهيز مي كنم.
شايد بيشتر آنچه مهم است تحليل وضعيت امروز و فرداي جامعه مي باشد و اينكه
ببينيم كه مسيرمان چيست و مقصدمان كجاست؟ وي
تاكيد كرد: پيش از آن كه اين موضوع را به بحث بگذاريم، لازم است يك نكته
خيلي مهم را مرور كنيم و آن اينكه اين انتخابات در واقع يك انتخابات به
مفهوم عادي و معمولي نبود. مشايي ادامه داد: حوادث و رويدادهاي آخرين روزهاي پيش از
برگزاري انتخابات و مسايل بعد از انتخابات نشان داد كه حقيقتاً ماجراي
انتخابات يك ماجراي معمولي و يك رقابت تعريف شده از قبل تجربه شده از دوره
هاي پيشين نبود. وي افزود: اگر بخواهيم بدون ورود به بحث تحليل جزئيات و تأكيد
روي اصل موضوع و نتيجه؛ وروديه اي درست كنيم بايد عرض كنم كه انتخابات
دوره دهم به يك معنايي واقعاً يك رفراندوم بود. اين معناي رفراندوم شايد در
بيانات مقام معظم رهبري هم بود، در بيانات رياست محترم جمهور هم بود و نيز
انديشمندان و فعالان و نخبگان طرفدار ولايت و مشي و مرام آقاي احمدي نژاد و
هم در ادبيات و مطالب جناح رقيب هم معناي رفراندوم بودن انتخابات دهم
رياست جمهوري كاملاً ديده و شنيده شده است. * ريشه يابي شكست هاي پياپي اصلاح طلبان مشايي اظهار داشت: موضوع اين است كه با شكست يا عدم توفيق
اصلاحات يا اصلاح طلبان در طول 8 سال كه در واقع بعد از 8 سال دوره آقاي
هاشمي براي گشايش در فضاي سياسي و فكري تلاش هاي خيلي وسيعي صورت گرفت و
البته اثر گذار هم بود و جامعه ما متفاوت و متحول شد، نتيجه و هدف اصلاحات
آن طور كه در برنامه اصلاح طلبان پيش بيني شده بود محقق نشد. وي افزود: علت اين است كه ماجراي مديريت يك جامعه و كشور يك
ماجراي كاملاً پيچيده است. اينكه بخشي از مديران جامعه بخواهند گفتماني را
در جامعه جاري كنند اگر چه مديريت به آنها كمك خواهد كرد كه فضا بسازند و
ابزار و امكانات در اختيار آنها قرار دهد اما وقتي كسي يا جناحي مسئوليت
اجرايي كشور را برعهده مي گيرد، مسئول بسياري از امور جامعه است و پاسخ
گفتن به همه امور جامعه امر ساده اي نيست و دشواري هاي خودش را دارد. مشايي ادامه داد: به دلايل فراوان كه خارج از اين بحث است
اصلاح طلبان موفق نشدند در فرايند اداره امور جامعه توفيقاتي را در آن حد
به دست بياورند كه بتوانند روند دولتهاي گذشته را ادامه بدهند. نفی نظام امت و امامت در اندیشه سیاسی هاشمی
رفسنجانی ( مطلب را کامل و با دقت بخوانید) ّواکاوی اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی و نحوه نگرش
وی به عرصه
قدرت واجد اهمیت شایانی است که می تواند با ارائه تصویری درست از این نگرش ،
رفتارها
و کنشهای سیاسی وی را بهتر درک نمود. حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در گفتگو
با صادق
زیباکلام که در کتاب "هاشمی بدون روتوش" منتشر شده است ، ساختار سیاسی مورد
نظر و مطلوب خود را ساختار توسعه گرای دمکراتیک امریکا که متشکل از دو حزب
سیاسی فراگیر
و با مشارکت سیاسی محدود شکل گرفته است ، معرفی می کند.حجت الاسلام هاشمی
رفسنجانی
در این گفتگو خطاب به صادق زیباکلام می گوید:"شما
ببینید جامعه امریکا بالاخره یک جامعه جاافتاده دمکراتیک است.آنها خیلی
آزاد بودند
و آزاد هم هستند.مردم امریکا 50 درصد در انتخابات شرکت می کنند.نمی توانیم
بگوییم بقیه
که شرکت نمی کنند به امریکا علاقه مند نیستند یا به کارهای کشورشان علاقمند
نیستند.آنها
کار خودشان را می کنند و فکر می کنند اگر بیایند یا نیایند یکی از دو حزب
می برد.در
ایران هم ممکن است کم کم به همین جا برسیم که مردم بگویند بالاخره یا جناح
چپ یا جناح
راست می برد و از میان این دو هم هیچ وقت بیرون نرفته است همین جور هم دارد
می شود.ممکن
است عده ای به این ادله شرکت نکنند یعنی فکر کنند که نتیجه انتخابات چیزی
را عوض نمی
کند لذا عدم شرکت آنان را نمی توان لزوما به معنای مخالفت آنان یا پشت
کردنشان به نظام
گرفت." (1) حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در ادامه
این گفتگو نکته اصلی مدنظر خود را در
"نفی ضرورت حضور همه جانبه و گسترده مردم و کفایت اتکای نظام به یک اقلیت
20 درصدی از جامعه " بیان داشته و خطاب
به صادق زیباکلام می گوید:"قبلا هم با شما این بحث را پیرامون آینده نظام
داشته
ام که نظام می تواند 20 درصد مردم را به طور فعال به نفع خودش در صحنه نگه
دارد و ابزار
قانونی هم در دستش است و گلوگاهها را دارد بنابراین می تواند نظام مستقری
باشد حالا
30 -40 درصد از مردم هم بی تفاوت هستند و برای آنها چپ و راست فرقی ندارد
می ماند آنها
که مخالف هستند که به هرحال هر نظامی یک مقدار مخالف دارد بنابراین از نظر
من نظام
مستقر است."((2 حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در
بخشهایی دیگر از گفتگوی خود به موضوعات مرتبط
با رهبری نظام اسلامی و ولایت فقیه اشاره می کند و در این مسیر تلویحا
واتیکانیزه شدن
اصل ولایت فقیه و عدم دخالت ولی فقیه در امور اجرایی را طلب می نماید. در
واقع در اینجا
اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی کاملا با اندیشه سیاسی علی مطهری
انطباق می
یابد. علی مطهری، اسفند 1388 در گفتوگو با
یکی از خبرگزاریها و با بیان اینکه "ولایت فقیه را ولایت فکری و
ایدئولوژیک
میدانیم"، گفته بود:" ولایت فقیه"، "ولایت فقه" است و نه
ولایت "یک شخص"، از این رو ولی فقیه کسی است که در رأس حکومت و نظام اسلامی
به عنوان یک مکتبشناس و اسلامشناس برای مراقبت از مسیر حکومت قرار دارد.
علی مطهری
در همین گفتگو حاکم را دولت و رئیسجمهور در نظام اسلامی دانسته و گفته
بود: ولی فقیه
را ما ناظر میدانیم و اگر در جاهایی هم مثلاً حق انتصاب برای او قانون
قائل شده است
به دلیل مکتبشناسی ولی فقیه است، از این رو اگر ولی فقیه مثلاً رئیس صدا و
سیما و
یا ارتش را منصوب کرد، به آن دلیل است که وی باید از نظر ایمانی و تقوا
مورد تأیید
باشد که این کار ولی فقیه به معنای حاکم بودن آن نیست."(3) حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی نیز در
گفتگوی خود با صادق زیباکلام ابتدا به
نگاه غالب در دولت موقت که اعتقاد داشتند امام خمینی (ره) در
قم مستقر شده و صرفا به امور مذهبی و معنوی اشتغال
یابند و حکومت را به حاکمان در تهران بسپارند اشاره کرده و در همین موضوع
اعلام میدارد
که با نظر دولت موقت برای اقامت امام خمینی
در قم موافق بوده است . حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در همین ارتباط می
گوید:"ابتدا
اعضای دولت موقت خیلی خوششان نمی آمد که ایشان(امام خمینی) در تهران باشند و
از تصمیم
ایشان (برای اقامت درقم) خوشحال شدند.ما هم قبول داشتیم که ایشان به قم
بروند."
(4) حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی سپس در
ادامه این گفتگو به مخالفت خود در خصوص
گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی اشاره کرده و با ذکر این نکته
که در زمان
تنفس جلسه خبرگان خطاب به مرحوم آذری قمی گفته بود که این اصل ولایت فقیه
نمی شود ،
بلکه ناصرالدین شاه می شود(!) ، خطاب به صادق زیباکلام می گوید:"شاید خیلی
ها
ندانند که وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت فقیه که توسط عده ای مطرح شد
رسیدیم من
مخالفت کردم.آقای آذری قمی در جلسه ای تعبیری را از من نقل کرد که آقای
هاشمی در زمان
تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان گفته است این که شما می گویید ولی فقیه نمی
شود، ناصرالدین
شاه می شود. در بحثها اینگونه بودم."
(5) حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در ادامه
گفتگوی خود با صادق زیباکلام به وضوح
از اندیشه سیاسی خود و جایگاه ولی فقیه در
این اندیشه رونمایی می کند. در همین رابطه ابتدا صادق زیباکلام تحلیلی را
ارائه می
دهد و طی آن می گوید:"من خیلی جدی فکر میکنم که اگر میان رهبری نظام و
روسای سه
قوه فاصله زیاد باشد ، این حالت نه به نفع خیر و صلاح نظام است نه به نفع
رهبری...اگر
رییس مجلس بشود مقلد رهبر،رییس جمهور هم بشود مقلد رهبر،رییس قوه قضائیه هم
بشود مقلد
رهبر، در چنین وضعیتی بالطبع وقتی رییس مجلس پیش رهبری می رود خبردار می
ایستد تا ببیند
رهبری چه اراده می کنند تا مجلس اجرا کند....در مورد مجلس هفتم که این جوری
شده.قوه
قضائیه هم منتخب رهبری است....با این حساب بعد از خدا چشم امیدمان به رییس
جمهور است
اگر رییس جمهور از میان افرادی انتخاب شود که فعلا نامشان مطرح است آن وقت
این مساله
فاصله که عرض کردم تکمیل می شود و بیشترین ضرر این وضعیت در بلند مدت متوجه
خود رهبری
می شود."(6) حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در پاسخ
به این تحلیل صادق زیبا کلام ، ضمن تائید
اظهارات وی ، می گوید:"بر سر این موضوع با شما اختلافی ندارم...من هم مثل
شما
فکر می کنم که اگر بعضی افراد بیایند سطح مملکت پایین می آید و رییس جمهور
فرمانبر
(رهبری) می شود.من هم این را قبول ندارم (که رییس جمهور فرمانبر رهبری
باشد). باید
رییس جمهور متشخصی در کشور باشد که با اراده خودش کار کند." (7) به واقع حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی
به صراحت از عدم همراهی 80 درصدی
مردم ، خطری را متوجه نظام نمیداند(حذف امت) و در عین حال ولی فقیه را نیز
حاکم
نمیداند(نفی امام) که در جمع بندی می توان اظهار داشت که در الگوی توسعه
گرایانه
دمکراتیک دوحزبی با مشارکت محدود ، که مدل مطلوب سیاسی حجت الاسلام هاشمی
رفسنجانی
است، جایی برای ساختار امت و امامت وجود ندارد. در جمع بندی این یادداشت در خصوص
اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی
می توان نکات زیر را احصاء نمود: الف: مدل مطلوب ساختار سیاسی از منظر
حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ، الگوی
رقابت دوحزبی با مشارکت محدود سیاسی است. ب: در اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی
رفسنجانی هر نظام سیاسی می تواند با
همراهی 20 درصد از شهروندانش ، بقاء خود را
تضمین نموده و مستقر باقی بماند. ج:در
اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ،
ولی فقیه یک ناظر مکتبی و ایدئولوژیک است و در نظام سیاسی مطلوب وی ، رییس
جمهور حاکم
است و نه ولی فقیه. د: در اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی
رفسنجانی رییس جمهور نباید فرمانبر
رهبری باشد. ________________________________________ (1) هاشمی بدون روتوش،
گفتگوهای صادق زیبا کلام با هاشمی رفسنجانی،انتشارات
روزنه،چاپ چهارم 1390 ،صفحه 225 (2) همان-صفحه 226 (3)
http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=37579 (4) هاشمی بدون روتوش،
گفتگوهای صادق زیبا کلام با هاشمی رفسنجانی،انتشارات
روزنه،چاپ چهارم 1390 ،صفحه 73 (5)همان صفحه 157 (6) همان صفحه 252 (7) همان صفحه بارها
بر این نکته تأکید کردهایم که جنجال گسترده و تبلیغاتی درباره ماجرای
بیاساس و موهوم جریان انحرافی، یک کار مدیریت شده از سوی هاشمی رفسنجانی و
از عوامل اصلی و محرک جریان فتنه است تحلیل
رفتار سیاسی و قدرتگرایانه هاشمی رفسنجانی نشان میدهد که او امروز نیز
مانند سال 1358 از حاشیهنشینی در حکومت و مؤثر نبودن در تصمیمگیریهای
اصلی کشور به ستوه آمده است. او در آن هنگام با ارسال نامه بدون سلام خطاب
به حضرت امام خمینی(ره) که به دستخط خودش نوشته شده و در سال 1388 با
ارسال نامه بدون سلام به رهبر عزیز
و حکیم انقلاب، تلاش گستردهای را به عمل آورده تا به هر طریق ممکن، موانع
پیش روی خود را برای بازگشت به صحنه قدرت و تصمیمگیری هموار کند. آن
روز که رهبر معظم انقلاب، وی را به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب
کردند، هاشمی رفسنجانی آن را جایگاهی مناسب برای ایفای یک نقش اصلی و اساسی
در متن نظام ندید و کوشید تا به مجلس راه پیدا کند. او برای پیشبرد
منویاتش، کرسی ریاست مجلس را نشانه رفته بود لذا خود را نامزد نمایندگی
مجلس از تهران کرد اما شمارش آرا نشان داد که مردم تهران به وی پشت
کردهاند و او را برای نمایندگی مجلس قبول ندارند. با این همه او دست از
سیاست ورزی برنداشت و از رهگذر انجام فعالیتهای حزبی و سیاسی کوشید نقش
خود را در فرایند تصمیمگیریها برجسته سازد به گونهای که توانست برخی از
عوامل و همفکرانش را وارد دولت خاتمی کند و بر حوزه نفوذ و اقتدار خویش در
مدیریت کشور نیز بیفزاید. هاشمی
رفسنجانی، انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 را فرصتی برای میوه چینی
تلاشهایش میدانست و بر این باور بود که شرایط برای بازگشت او به عرصه
قدرت و تصمیمگیریهای اصلی کشور فراهم شده است و البته اگر احمدینژاد با
هوشمندی، درایت، شجاعت و بیتوجهی به تهدیدها و هشدارهای پیدا و پنهان و
برای احیای گفتمان انقلاب اسلامی، وارد عرصه انتخابات نمیشد، او به زعم
خود، کار را تمام شده میدانست و در عمل نیز چنین بود زیرا هیچ رقیب جدی
دیگری برای خنثی کردن تلاشهای هاشمی و کنار زدن وی از صحنه انتخابات به
چشم نمیآمد. احمدینژاد
به مانند خاری در گلوی او گیر کرد و طرحها و نقشههایش را به هم ریخت.
پیروزی قاطع احمدینژاد بر هاشمی رفسنجانی و قرار گرفتن یک شخصیت متدین و
وفادار به ارزشها و شعارهای انقلاب اسلامی، مردمی، تحصیلکرده، امتحان پس
داده و برخوردار از کارنامههای درخشان عملکردی بر کرسی ریاست جمهوری، کار
را بر هاشمی رفسنجانی بسیار سخت کرد و او کینه احمدینژاد را به دل گرفت و
برای تخریب و تضعیف او و دولتش هر چه در توان داشت به میدان آورد. موج
سنگین و گسترده تخریب، دولت احمدینژاد را آبدیده و مقاوم کرد و او پاسخ
تخریبها را با تلاش و مجاهدتی خستگیناپذیر در پیشرفت و آبادانی کشور و
خدمت بیمنت به مردم داد. عوامل
و سرسپردههای هاشمی رفسنجانی در مناصب قدرت از جمله در مجلس شورای
اسلامی، تمامی اهتمام خود را در جهت بحرانسازی و مسئله آفرینی برای دولت
نهم به کار بستند و کوشیدند اذهان عمومی را علیه دولت و شخص رئیس جمهور
مشوه سازند اما خدمات گسترده و عظیم صورت گرفته از یک سو و ارتباط نزدیک
آقای احمدینژاد و همکارانش با مردم از سوی دیگر، قدرت و ثروت کشور را
افزایش داد و مردم طعم شیرین حاکمیت دولت ارزشی و انقلابی را در کام خود
احساس کردند و همین امر کافی بود تا تلاشهای انتقامجویانه علیه دولت
بینتیجه بماند. مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری مهر تأییدی
بر رویکرد موفق دولت نهم برای گسترش مشارکت سیاسی مردم بود. هاشمی
رفسنجانی میدانست که او به تنهایی قادر به مقابله با دولت احمدینژاد و
به زیر کشیدن او از قدرت نیست، لذا میرحسین موسوی یعنی نخستوزیر امام(ره)
را به مثابه یک ترشی کهنه و جاافتاده وارد عرصه رقابت با آقای احمدینژاد
کرد. او بر این باور بود که با استفاده از مطلوبیت نسبی موسوی و به خدمت
گرفتن ابزار رسانهای اصلاحطلبان، میتواند شخصیت سترگ احمدینژاد را با
استفاده از فرصت تبلیغات انتخابات تخریب و انتقام شکست سنگین 4 سال قبل خود را از وی بگیرد. او
و همکارانش مصمم بودند که در صورت بازنده شدن در انتخابات، بازی را به هم
بزنند و اجازه ندهند روند حاکمیت دولت ولایی احمدینژاد استمرار پیدا کند.
آنها تصور میکردند که با برهم زدن بازی و ایجاد چنددستگی در جامعه
میتوانند نظام را مجبور به پذیرش خواستههای خود کنند اما غافل از آن
بودند که رهبر بصیر و حکیم انقلاب و رئیس جمهور احمدینژاد، دست آنها را از
قبل خواندهاند و راه خنثی کردن این تلاشها را بهخوبی میشناسند. هرچند
حوادث پس از انتخابات برای نظام و ملت ایران هزینههایی در بر داشت اما در
عین حال مهرههای هاشمی رفسنجانی را سوزاند و او را در شرایط دشوارتری قرار
داد. به
رغم حوادث پس از انتخابات و درس عبرتهایی که این حوادث برای هاشمی،
خاندان، دوستان و نزدیکان وی داشت، اما او نشان داده است که حاضر به رها
کردن صحنه نیست و همچنان به روند مزاحمتهای خود برای حاکمیت ملت بر سرنوشت
خویش ادامه میدهد. او نشان داده است که کینهای عمیق از احمدینژاد به دل
گرفته است و او را عامل اصلی همه شکستهایش میشناسد و از هر فرصتی برای
ضربه زدن به وی استفاده میکند. آنگاه
که رهبر فرزانه انقلاب در نامهای خصوصی به دکتر احمدینژاد، توصیه به
کنارهگیری مهندس اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاونت اول رئیس جمهور را
فرمودند، هیچگاه
بسم الله الرحمن الرحیم 33 سال از عمر با برکت انقلاب اسلامی ایران می گذرد و این خورشید هر روز فروزان تر از دیروز بر جهان ظلمانی، نور افشانی میکند. به گواه تاریخ، انقلاب ما سرشار از لحظات سرنوشت ساز و تعیین کننده بوده و هر چه بر عمر بابرکت آن افزوده گشته، میزان تاثیر گذاری این برهه های حساس بیشتر شده است. با سلام دوستان عزیر به لطف خدا سایتهای خبری تحلیلی زیر توسط جمعی از دوستان راه اندازی شده است. با سایتهای مذکور ارتباط برقرار کنید و مطالب خود را در اختیار آنها قرار دهید. لینک کردن سایت فراموش نشود: با سلام در اين مطلب قصد دارم گوشه اي از تناقضات عملي بيشمار جناب آقاي زاكاني را به عرض دوستان برسانم. آقاي زاكاني چندين سال به اسم منتقد دانشگاه آزاد وارد صحنه شده بود و بعد از انتخابات نيز در هر تريبون سخنراني و مصاحبه هاي رسانه اي، خود را منتقد و مخالف جدي خواص بي بصيرت و ساكتين فتنه قلمداد ميكرد. زاكاني اما يك مشكل جدي داشت و آن اينكه به رغم اين همه مواضع خود، هيچگاه از سوي حاميان دولت و شخص رييس جمهور جدي گرفته نشد و به همين دليل سعي كرد با تيم جديد وارد فضاي سياست شود. راه اندازي سايت جهان نيوز و هفته نامه پنجره در اين راستا قلمداد مي شود. زاكاني در سال۸۴ رييس ستاد قاليباف را بر عهده داشت و اكثريت اعضاي جمعيت ايثارگران ( به جز دكتر فقيه و آقاي ذبيحي) به حمايت از قاليباف پرداختند. آقاي زاكاني و تيمشان نيز در طول ۴سال ۸۴تا۸۸ به نحوي دنبال كانديد سازي بودند و كمتر حمايت جدي از اقدامات دولت داشتند. با اينحال به واسطه سهم خواهي هاي كلي جامع اصولگرايي از دولت، ايشان نيز طبعا علاقه داشت سهمي در دولت بگيرند و حتي در يكي از ليستهاي پيشنهادي به دولت؛ نام ايشان به عنوان وزير بهداشت درج گرديده بود. علي زاكاني كه هنوز نميتوان بدرستي نام دكتر را بر وي نهاد ( به علت پرونده مشكوك اخذ مدرك دكترا) به واسطه فعاليت در بسيج دانشجويي، بالطبع جمي از بچه هاي قديمي بسيج دانشجويي را گرد خود جمع كرده بود كه به مرور بسياري از آنها از وي جدا شدند و وي را ترك گفتند. وجهه حاج علي به علت ورود ناتدبيرانه به سياست براي بچه هاي بسيج از دست رفته بود اما چرا علي زاكاني رييس ۷+۸ شد؟ با بررسي تركيب ۷+۸ و حاميان سياسي آن، سوالاتي در ذهن دوستداران انقلاب و نظام و گفتمان اصولگرايي ناب ايجاد ميشود: حضور نماينده قاليباف و لاريجاني: جالب اين است كه اين دو نفر به هيچ وجه در خصوص فتنه۸۸ موضعي نگرفتند و حتي تا اكنون نيز موضعي نگرفتند. از سويي ديگر شائبه حمايت قاليباف و لاريجاني از موسوي نيز تقويت شده است. اطرافيان آقاي قاليباف نظير صادق خرازي- فريدون وردي نژاد- محسن كرباسيان- آقاي دنيامالي- موسوي و... به حمايت جدي از قاليباف پرداختند. ضمنا شهرداري تهران در ايام تبليغات انتخابات اقدام به برگزاري همايش مسير سبز به مدت يك هفته نموده بود. علي لاريجاني نيز به شدت مخالف حمايت نمايندگان اصولگرا از دكتر احمدي نژاد بود و اين امر باعث اعتراض حاميان دولت شده بود. اطرافيان و مشاوران ايشان نيز در حمايت از ميرحسين موسوي كوتاهي نكردند. حضور باهنر و راست سنتي و حاميان دانشگاه آزاد= از حاميان جدي دانشگاه آزاد در فضاي سياسي و بخصوص مجلس هشتم ميتوان به محمدرضا باهنر- اسدالله بادامچيان- عباسپور- علي لاريجاني- حزب موتلفه اسلامي و... اشاره كرد. آقاي زاكاني كه زماني منتقد جدي مديريت دانشگاه آزاد بود، اينك به رياست گروهي انتخاب مي شود كه حاميان جاسبي و ساكتين و چند پهلوها و حتي حاميان فتنه نيز وجود دارند حضور اصولگرايان حامي موسوي= افرادي نظير سيدرضا تقوي- رضا اكرمي- محمدرضا باهنر- دكتر غفوري فرد- عباسپور- كاتوزيان و... از اصولگرايان حامي موسوي بودند. اينك علي زاكاني به رياست گروهي انتخاب ميشود كه اين افراد در آن عضويت دارند. با ابن حساب نظر دوستان در مورد حملات چند ساله زاکانی علیه دانشگاه آزاد چیست؟ علت موضع گیری های شدید ایشان در مورد ساکتین فتنه و عدم ائتلاف با آنها چه بود؟. آیا زاکانی در حال حاضر ریاست کمیته ای را بر عهده نگرفته که زمانی مخالف رسمی آنها بود؟ آیا زاکانی از داغ مخالفت با دکتر احمدی نژاد به این روز افتاده است؟. آیا به زعم مخالفت با یک جریان میتوان با تمام مخالفان آن جریان متحد و هم رای شد؟ آیا تمام مخالفان دکتر احمدی نژاد و جریان موهوم انحرافی با یکدیگر هم نظر و هم عقیده هستند؟ راستی اگر وحدت حول ولایت است، میزان و ملاک ولایتمداری افراد را چه کسی تعیین میکند؟ حاميان دولت ولايي در كجاي گفتمان اصولگرايي مورد نظر قرار دارند؟. اين امر نياز به واكاوي مباني اخلاقي سياست و سياست اخلاقي دارد. ميزان و حد مخالفت با يك جريان در چه چارچوبي عقلاني و اخلاقي است؟ با جريانات مخالف با چه اصولي بايد رفتار كرد؟ در حالي كه دكتر احمدي نژاد به عنوان يك مخالف حزب گرايي در حال تلاش و خدمت رساني به ملت است، احزاب و كميته ها و... چه كاربردي به جز دادن ليست انتخاباتي- ارائه ليست وزير و.. به دولتها و..دارند؟ ۷+۸ و ساير تشكلها قرار است چه مشكلي از مشكلات مردم را حل كنند؟ اصولا در اين ۳۰ سال كدام حزب و گروه راست و چپ و... براي حل مشكلات فرهنگي- سياسي- اجتماعي- اقتصادي و... برنامه و راهكاري ارائه داده اند؟ «لیس من العدل القضاء علی الثقة بالظن» : داوری در حق افراد مورد اطمینان، با تکیه بر گمان، از عدالت به دور است. (حکمت 220 نهج البلاغه دشتی) آدم جاهل كه از درك حقيقت محروم است , هميشه مى خواهد با قلاب جهل و وهم , خود را با اشياء مربوط كند و به همين جهت فاصله اش با حقيقت زيادتر مى شود و همين باعث مى شود كه از عمل , از استفاده از حقيقت محروم مى ماند ========================= با سلام به دوستان با توجه به آغاز نمایشگاه مطبوعات در سه شنبه هفته جاری۳آبان۱۳۹۰، دوستان ما در سايتهاي ارزشي دولت ما و ابصارنيوز نيز غرفه هايي را در اختيار دارند. اين غرفه ها به حول وقوه الهي محل و پاتوق تجمع مردم ارزشي و متدين عزيزمان مي شود. دوستان وبلاگنويس حتما به اين دو غرفه سر بزنند و با ساير دوستان وبلاگنويس خود آشنا شوند. بديهي است چنين تجمع و آشنايي ميتواند بيش از پيش باعث به حاشيه رفتن جريان خشونت طلب اقتدارگرايي باشد كه از فراگير شدن گفتمان منطق و استدلال ميترسد. حاميان واقعي دولت ولايت شناس با حضور خود ثابت ميكنند كه تبليغات پوچ رسانه هاي اقتدارگرا نتواسنته است هيچ خللي در اين صفوف بهم پيوسته و بنيان مرصوص ايجاد كند. اين پيام را به ديگر دوستان خود نيز اطلاع دهيد و با حضور روزانه خود به ديگر دوستانتان دلگرمي دهيد. به اميد نابودي ذلت بار اقتدارگرايان. وعده ما نمايشگاه مطبوعات غرفه هاي ابصارنيوز و دولت ما قال رسولالله صلّي الله عليه و آله و سلّم: «من سمع مسلماً ينادي يا للمسلمين فلميجبه فليس بمسلم» ملت بزرگ ایران، اکنون چندین ماه از آغاز
بیداری اسلامی و حرکت ملت های ستمدیده برای رهایی از چنگال استعمار خارجی
و استکبار داخلی به راه افتاده است و مردم کشورهای مختلف از خواب چند صد
ساله بیدار شده اند. مردم بحرین هم در چندین ماه اخیر به مانند سایر ملت
های آزاده برای تحقق خواسته های خود دست به تظاهرات زده است ولی با واکنش
و سرکوب شدید عمال آل خلیفه و آل سعود مواجه شده اند. چه جوانان و چه نوجوانانی که علی اکبروار و
چه کودکان و چه نوزادانی که علی اصغرگونه توسط مزدوران وهابی به شهادت
رسیدند تا امروز در سکوت مرگبار سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر کربلایی
دیگر با حمایت آمریکا به راه افتد و شیعیان و محبان واقعی اباعبدالله از
دغل بازان و ریاکاران آشکار شوند. در همین راستا، از ملت قهرمان ایران دعوت می
شود تا با حضور در ورزشگاه آزادی در روز بازی ایران و بحرین فریاد مظلومیت
مردم بحرین را به گوش جهانیان برساند. به اميد پيروزي حق بر باطل و نابودي ديكتاتورهاي ضد مردمي و ضد اسلامي ابتدا شهادت امام جمعفر صادق (ع) امام علم و تقوا و رئيس فقه جعفري را به كليه شيعيان جهان تسليت عرض مي ناييم و اميدواريم همه ما در مباحث ديني و عقلي پيرو سيره اين امام عزيز باشيم. در ادامه نيز هفته دفاع مقدس را بر همه افتخار آفرينان عرصه جهاد و شهادت تبريك عرض مي نماييم. كساني كه جان و مال و.. خود را در طبق اخلاص گذاشتند تا انقلاب اسلامي كه امانت خون هزاران شهيد در طول تاريخ است و قرار است پرچمدار عدالتخواهي و استكبار ستيزي باشد تا هميشه پابرجا بماند. ما بايد همواره پيرو راه شهدا باشيم و رضايت ولي بي شك رضايت شهدا را از ما در پي دارد. اما ما هم تصميم داريم صداي اعتراض خود را در فضاي رسانه اي به راستهاي ناراست برساينم. ما قصد داريم اصولنمايان!! را از صف اصولگرايان واقعي بيرون كنيم. اصولگرايي بر طبق فرمايشات مقام معظم رهبري را قبول داريم. كساني كه در فتنه 88 با موسوي و خاتمي و كروبي و هاشمي همنوا شدند را تاييد نمي كنيم. با آرزوي قبولي طاعات و عبادات دوستان عزيز. ويژه نامه وزين و ارزشي- فرهنگي " خاتون" با تلاش جمعي از نيروهاي جبهه مقاومت سايبري- رسانه اي حزب الله تقديم مخاطبان عزيز شد. در اين چند روز اخير هجمه هاي غير اخلاقي و ناجوانمردانه عليه اين ويژه نامه ارزشي ايجاد شده است و بدون نقد علمي و منطقي آن، توهين ها و تهمتهايي عليه اين نويسندگان حزب اللهي اين رسانه ابراز داشته اند. وبلاگ خروش ملت تقاضا دارد در راستاي حمايت از اين اقدام جديد و ابتكار جالب و پربار فرهنگي و نقد منطقي و مستدل آن لطفا مطالبي در اين مورد و با رويكرد حمايتي از اين اقدام فرهنگي بنويسيد و به بنده اطلاع دهيد. باشد كه جبهه دوستان ارزشي و اهل منطق بتوانند حضوري پرقدرت و با رعايت اخلاق و منطق در فضاي رسانه اي داشته باشند. لطفا هر چه سريعتر مطالب خود را بنويسيد و اطلاع دهيد. اندكي صير سحر نزديك است وبلاگهای حامی: فضای انگلیسی علیه روزنامه خاتون ( عارف پیغامی) مدعي العموم، روزنامه ايران و قبيله گرايي ( حامد دروديان) رنگ سياه نمايي هم مشكي است ( شهيد گمنام) رنگ سياه نمايي هم مشكي است 2 ( ما مي توانيم) مرا متهم كنيد ( وحيد يامين پور) خاتون؛ معاندانه يا مصلحانه ( معين محمدي ساردو) اقتدارگرایان پس از قتل عثمان به خون خواهی وی میروند ( دلنوشته های یک طلبه) رنگ مشکی نماد و منتسب به بنی عباس است نه بنی هاشم و سادات علویان ( انعکاس نور) آیت الله حایری شیرازی دروغهای کثیف نسیم آنلاین و اقتدارگرایان را تکذیب کرد( نشریه خاتون) وقتی زلف خاتون با حاشیه پیوند می خورد ( میانه راه) وقتی رونمایی از مبانی دینی دولت در ویژه نامه عفاف و حجاب تحریف می شود ( سلمان آنلاین) ویژه نامه خاتون ایران- انتقاد تندی بر مداحان ( دست نوشته های یک دانشجوی فنی) تحریف حقایق در حمله به خاتون (سلام66) وقتی چادر خاتون پیراهن عثمان می شود ( چیز پرس) بيرق مشكي اسلام ( وقتي كه او نيست) خاتون؛ خطر انحراف يا دغدغه تكامل؟ ( هويتنا) وقتي منتقد خاتون هنوز خاتون را نخوانده است ( سطليات) در مظلومیت چادر و حجاب ( ندایی از درون) لطفا به ارغوان رضايي توهين نكنيد ( هويتننا) اينها جزء مردم هستند يا نه ( انسانيت) تفاوت ديدگاه اشرافيگرايانه كيهانيان با نگاه مردمي دكتر احمدي نژاد ( انسانيت) مساله خاتون چیز دیگری است ( عصر روح الله) عدالت؛ بستر اصلاح جامعه ( رودخانه نقره اي) خاتون؛ شایسته تحسین ( مهر جاودان) اقتدار گرايان سكته نكنند!؛ شماره هاي بعدي خاتون در راه است ( كلمه نيوز) امام جمعه كرمان: استفاده از رنگهاي متين براي چادر خانمها اشكال ندارد ( خبرگزاري ايكنا) در مکتب امام خمینی و خامنه ای چگونه باید با " فکر غلط" مقابله کرد؟ ( نوشته های محسن آشتیانی) انصافا مستحق عنوان "جریان تکفیری" هستید. ( آرمانشهر) این همه جنجال برای چیست؟ ( خطخطی) نقدي بر پديدآورندگان؛ نقدي بر حاشيه سازان ) دست نوشته هاي شخصي يك نسل سومي) خاتون؛ ويژه نامه انحرافي! ( راه ديگر) حل مساله حجاب؛ خونهاي پاك و مسائل جديد! ( حامد دروديان) محضر مبارک آیت الله مکارم شیرازی ( فرزانگان امیدوار) نظر صریح رهبر انقلاب در برخورد با بدحجابی ( باریک بین) از کوزه همان تراود که در اوست ( باریک بین) زیاده عرضی نمی باشد ( گوش قرمز) تقوی؛ گمشده رسانه ها ( بی گاه نوشتهای یک ذهن متلاطم) برای شفای شریعتمداری دعا کنید ( صریح نیوز) نظری در مورد مصاحبه آقای کلهر ( سبک زندگی اسلامی) خاتون؛ سوژه ای برای قربانی کردن دوباره زنان ( نشریه الکتریکی چارقد) حجاب دستور الهی است؛ آنرا سیاسی نکنید ( عصر ایران) پس از جن و جن بازی، این بار نوبت خاتون شد ( اسلام آمریکایی) بررسی مصاحبه با آقای کلهر در دو قسمت 1و2 ( دلنوشته های یک طلبه) غرغرها و نق نق های رسانه ها در مورد خاتون ( هابیل) این همه هیاهو و جنجال سازماندهی شده برای عقده گشایی علیه فرزند ملت ( آرپیچی زن جنگ نرم) چادر حجاب برتر است، چادر كامل با تنوع رنگي تناقض ندارد ( مالك) دفاع بد از حجاب به جاي كار فرهنگي ( نورالانوار) روسری خاتون یا پیراهن عثمان؟!! ( نیمه خالی لیوان) با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در حال حاضر با وجود تاكيدات جدي رهبر انقلاب بر ضرورت حفظ وحدت و پرداختن به مسائل اصلي- ضرورت حفظ آبروي افراد- جدا بودن و تفاوت جريان فتنه از جرياني كه اختلاف سليقه دارد و.... شاهد رويكرد سابق رسانه هاي مدعي ولايت!! همچون جهان نيوز- كيهان- مشرق- جوان آنلاين و... مي باشيم. اين رسانه ها گويا ولايتمداري را تنها از ديگران انتظار دارند و مصداق آيه اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسكم مي باشند. اين رسانه ها خود را مصداق تام و تمام ولايت ميدانند. نكته جالب اين كه اگر كسي به دكتر احمدي نژاد شديد ترين توهينها را انجام دهد (در صورتيكه ايشان به شدت مورد تاييد رهبر انقلاب است)، از ديد اين جماعت انتقاد دلسوزانه!! ناميده مي شود. در حاليكه اگر كسي از رويكرد اين رسانه ها انتقاد داشته باشد، بايد شاهد سيل برچسب زني و هتك حيثيت فرد منتقد باشيم و فرد منتقد متهم به ضديت با اصل ولايت مي شود!!. در اين مدت طي ارتباط با بسياري از دوستان عزيز در اقصي نقاط كشور شاهد ناراحتي آنها از فضاي ايجاد شده توسط رسانه هاي وابسته به تيم قاليباف همچون: جهان نيوز- الف و نيز رسانه هايي مثل كيهان و صراط بوده ام و آنها به خوبي به بازي سياسي راه افتاده و نخود سياهي به نام « جریان انحرافی» مطلع بودند. دغدغه آنها بعضا این بود که در این شرایط غبار آلود و نفاق برانگیز چه کنیم؟. من هم پیشنهاد جدی و اصلیم این بود: ملاک ما فقط و فقط آقا باشد نه آقایان و مواضع آقایان موقعی مورد تایید ماست که در طول مواضع رهبر عزیز باشد نه در مقابل یا مخالف آن. زمانی که پیامبر اکرم قصد داشت جامعه ظلمت زده مکه را به اسلام دعوت کند، با عادت زشت دروغگويي به مقابله پرداخت و آنقدر نسبت به مردم دلسوز بوده و با آنها به صداقت و درستي رفتار ميكرد تا اينكه همان مردم به ايشان لقب « محمد امین» دادند. پیامبری که در میان همه تریبونهایی که داعیه دفاع از حقوق مردم و سعادت آنها را داشت، با صداقت وارد شد و جلب اعتماد كرد. در حال حاضر اگر تاريخ ۳۰ ساله انقلاب را بررسي كنيد به خوبي به نقش دلسوزانه و امانتدارانه امام عزيز و رهبر فرزانه مان در برخورد با مسائل و مشكلات جامعه پي مي بريم. به اعتقاد همه دلسوزان نظام و انقلاب، رهبر عزيز در طول دوران ۲۲ ساله رهبري خود واجد شرايطي بوده اند كه بنده بعد از ذكر اين شرايط، قصد دارم رهبر انقلاب را به عنوان تنها و بهترين رسانه موجود جهت ارجاع افكار عمومي در تفسير و تحليل مسائل كلان جامعه معرفي كنم: رهبر انقلاب را اگر به مثابه يك رسانه در نظر بگيريم مشاهده مي شود كه اين رسانه به هيچ حزب و گروهي تعلق ندارد و تنها دغدغه اين رسانه حفظ ارزشهاي راستين نظام و ارتقاي سطح شعور سياسي و اعتقادي ملت ايران مي باشد. اين رسانه به هيچ عنوان بر درج و انتشار اخبار دروغ و شنيده ها و احتمالات در سطح جامعه تمايل ندارد بلكه همواره بر اساس قطعيات و دانسته ها و مشاهدات عيني سخن مي گويند. اين رسانه به هيچ وجه در صدد ايجاد فضاي سياه نمايي و ياس حتي در بدترين شرايط جامعه نبوده است و در عوض همواره از اميد به آينده اي روشن- اقتدار ملي و توانايي ملت- پابرجايي نظام و انقلاب و ذلت دشمنان سخن گفته اند و به همگان روحيه اميد و شادابي تزريق كرده اند. اين رسانه به هيچ وجه در صدد تخريب شخصيت حتي در قبال مخالفان داخلي خود نيست بلكه شيوه اين رسانه پرداختن به اصول و ارزشها است و افراد را بر اساس پايبندي به اين اصول تقسيم بندي خودي و غير خودي ميكند. اين رسانه به هيچ وجه به مصاديق و افراد وارد نمي شود بلكه اصول و مباني را مي گويد و انتخاب را به ملت واگذار ميكند. اين رسانه به شدت نگران و مخالف همه گير شدن فضاي اختلاف و چند دستگي در جامعه است و همواره مخاطبان خود را به رعايت وحدت در سايه اصول- پاينبدي به ارزشهاي راستين و ديني- وحدت در راستاي اقتدار ملي و پيشرفت- كم كردن فاصله ها و اختلافات و افزايش موارد وحدت بخش رعايت ميكند. اين رسانه هيچگاه براي خوشايند يا بدآمد ديگران موضع نمي گيرد و مواضع خود را بر اساس حق و انصاف بيان مي كنند و هدف خود از انتقاد را نه تخريب يك فرد و بالا بردن فرد و جريان ديگر، كه برطرف شدن عيوب و حاكم شدن محسنات ميداند. اين رسانه به شدت دلسوز نظام و ملت است و به هيچ وجه مصالح فردي يا حزبي را بر مصالح امت اسلامي ترجيح نمي دهد. اين رسانه هدف خود از سخنراني يا دادن پيام و... را آرام كردن فضاي جامعه و مشخص كردن خط سير و نقشه راه است و به هيچ وجه به دنبال غبارآلود كردن فضاي داخلي نيست. اين رسانه به زعم متهم شدن به جانبداري از اشخاص يا گروههاي خاص، همواره با عملكرد خود خط بطلاني بر اين فرضيات نادرست كشيده است و خود را فدايي واقعي امام زمان در جهت انجام ماموريت بزرگ ميداند. اين رسانه در مقابل كليه تهمتها و دروغ پراكنيهايي كه عليه وي انجام مي شود با شيوه رحمت و گذشت برخورد كرده و عملكرد وي موجب تحسين دوست و دشمن شده است و آنها نيز به حقانيت اين رسانه اذعان كرده اند. اين رسانه در برخورد با مخاطب خود همواره رعايت ادب و اخلاق- تقواي سياسي- پرهيز از بزرگ نمايي اختلافات- پرداختن به مسائل اصلي و مهم جامعه- بيان مطالب بر اساس استناد و استدلال و... را دنبال ميكند و براستي بايد به ايشان « رسانه امین» گفت. رسانه ای که همواره با تحلیلها و بیانات خود راهگشا و چاره ساز بوده است و باعث شادی دوستان و ناامیدی دشمنان شده است. به نظر شما کدام یک از رسانه ها و جریانات و فعالین سیاسی به مانند ایشان رفتار می کند؟. آیا چنین رسانه ای نمی تواند چشم امید و جراغ روشن ما در این زمانه وانفسا باشد؟. آیا ایشان نمی تواند نقش خضر نبی را برای ما بازی کند؟ طي اين مرحله بي همرهي خضر مكن. پس بهتر نیست نقش استراتژیک این رسانه را کمرنگ نکنیم و آن را به رسانه اصلی خود تبدیل کنیم؟ بهتر نیست در همه موارد مشکوک و شبهه ناک و... به جای شنیدن خزعبلات برخی جریانات و افراد و اتکا به شنیده ها- منابع آگاه -احتمالات- گمان می رود و... به مواضع صریح ایشان مراجعه کرد؟. براستي در اين دو سال اخير كه هجمه ها و شبهات سياسي در فضاي رسانه اي و تريبونهاي خاص شكل گرفته است تا چه اندازه به مواضع صريح ايشان توجه نموده ايم؟. جايگاه مواضع رهبري در تصميم گيري و خط مشي ما كجاست يا اينكه ما بر اساس حدسيات و احساسات خود تصميم گرفته و عمل مي كنيم؟ تذبذب در لغت به معناي جنبيدن چيزي است كه به هوا آويزان است و در اصطلاح به افراد مردد و دودل و شايد هم در حالت افراطيتر آن به افراد چنددل گفته ميشود. معناي اصطلاحي آن را با رجوع به معناي لغوي پيشگفته بهتر ميتوان درك كرد. وقتي كه پاي آدم روي زمين و به محل محكمي بند نباشد، و به جاي آن از هوا آويزان شود، كافي است با كمترين تغيير خارجي يا حتي نفس كشيدن داخلي، به جنبش درآيد. در سياست هم اين اصل صادق است، وقتي تفكرات و منش سياسي افراد ريشه در خاك و زمين محکم نداشته باشد، تذبذب گريبان فرد يا گروه سياسي را ميگيرد اولين عامل در بروز تذبذب در سطح فردي، عنصر روانشناسي است. ضعف روانشناسي فردي، كه بعضا به محيط يا پيشينه تربيتي هم برميگردد، عامل مهمي در ناتواني فرد در اتخاذ تصميم و انتخاب راه است. تاكيد بسيار بر احتياط و به قول معروف آهسته رفتن و آمدن تا با شاخ گربه مجروح نشدن، و در عين حال مطالبات و اهداف بلند در سر پروراندن، تذبذب در تصميمگيري را به همراه خود به ارمغان ميآورد. عامل بعدي تناقضات فكري است. هنگامي كه شاكله فكري از انسجام كافي برخوردار نباشد و اجزاي آن بهطور غيرقابل جمعي ناهمگون باشند، فرد را دچار اين بليه تصميمگيري ميكند. تناقضات فكري به گونهاي است كه، فرد فقط به منافع رفتارها توجه دارد و از هزينههاي آن غفلت ميكند، از اين رو به سهولت راههاي متضاد را قابل جمع و نيز كم يا بيهزينه ارزيابي ميكند، اما هنگام عمل كه هزينهها نقد و در منظر عام ظاهر ميشود، از مواضع خود اجتناب كرده و عقبنشيني ميكند. نمونه روشن آن : اسلام خوب است و دموكراسي نيز،هم. اما اين دو را با قرائت موجود در ظرف حكومت نميتوان جمع كرد، مثل آب و روغن. صاحب این رای در نهايت گير ميكند كه این دو را چكارش بايد كرد. هم اين و هم آن. يك دلش ميگويد اين و يك دلش ميگويد آن. اما نتيجه اين است كه از هر دو ميماند و در بزنگاه تصميمگيري فشل و ناتوان مينمايد. عامل بعدي، كنار گذاشتن استراتژي و راهبرد، يا از ابتدا نداشتن راهبرد است که مساله تذبذب است. خلاصه ميتوان گفت كه بهجز روانشناسي فردي، ناهماهنگيهاي فكري و نيز ناهمخواني واقعيت و ذهنيت و فقدان راهبرد، موجب ميشود كه تذبذب در تصميمگيري مرسوم و منش غالب شود و فرد يا گروه سياسي به معناي واقعي پاندولوار از آسمان آويزان شوند. اما آيا خطر انحراف رفتارهاي مذبذبانه در طول تاريخ ۳۰ ساله انقلاب دامنگير ما نشده است؟. به خوبي شاهد بوده ايم كساني كه بنام خط امام و انقلاب، شديدترين ضربات سياسي و تئوريك را بر پيكره نظام اسلامي وارد كردند كه با هوشياري بي نظير رهبري و ملت نقشه بر آب شد. با پايان يافتن دوران تركتازي جريان دوم خرداد و حذف آنها از سپهر سياست، از اين دوران به بعد بايد شاهد تولد راست و چپ جديد از ميان جريانات اصولگرا با تكثرات و تنوعات طيفي باشيم. يعني بازهم گفتمانهاي جريان دوم خرداد در انديشه هاي طيفهايي از دوم خرداد تجلي مي يابد و اين امر نشان دهنده تذبذب فكري و تئوريك اين جريانات است. مروري بر فضاي انتخاباتي سال۸۴ به خوبي نشان ميدهد كه به جز دكتر محمود احمدي نژاد، بقه كانديداهاي جريان اصولگرا و شوراهاي هماهنگي به هيچ وجه جرات بر زبان اوردن و دفاع از ارزشهاي اصيل انقلاب و خط امام و رهبري را نداشتند و هر كدام ترس حذف از عرصه رقابت را در صورت عدم همراهي ضمني با شعارهاي جريان دوم خرداد احساس مي كرد. قاليباف، در جمع رازداران خويش دو شرط را براي حضور خود در انتخابات تعيين كرده است. اول آنكه اگر سيدمحمد خاتمي در انتخابات شركت كند او شركت نميكند. شرط دوم نيز اين است كه اگر تعدد نامزدها در جناح اصولگرا افزايش يابد، باز قاليباف در انتخابات شركت نميكند.دلايل اين امر، البته روشن است. پنهان نيست كه اطرافيان او در تلاش هستند رئيسجمهور آينده يا قاليباف باشد يا چهرهاي ديگر جز احمدينژاد. به همين دليل استدلال آنها اين است كه حضور توأمان خاتمي و قاليباف در رقابتهاي انتخاباتي سال آينده، تنها به سود احمدينژاد و حاميان اوست. چراكه طيف وسيعي از كساني كه به اين دو راي ميدهند، مشترك هستند. بعد از هر انتخابات هميشه ميشنويم كه جامعهاي ايراني غير قابل پيشبيني است. اما در واقع اين گونه نيست، و اينگونه صحبت كردن يك فرافكني است. دليل اين فرافكني ضعف ما در تحليل سيستم هاي اجتماعي است. هيچ يك از احزاب سياسي كشور نه قبل و نه بعد از انتخابات قادر به بيان تحليلي از نتيجه انتخابات نيستند. چون احزاب نه به صورت علمي، كه بايد برخاسته از هويتي علمي باشد، بلكه با شور و احساسات، به سوي انتخابات ميروند. شعارهاي كانديداهاي سال ۸۴ كه اينك سعي دارند به لطف رسانه هايي همچون: آينده حامي علي لاريجاني- خبر آنلاين حامي علي لاريجاني- شفاف، فردانيوز، پنجره، جهان نيوز، زنجيره هاي روزنامه همشهري، الف، تهران امروز و... از رسانه هاي بيشمار حامي شهردار تهران خود را به عنوان ولايتمدار و سرباز ولايت در دوران آرامش!! معرفي كنند و الا در دورانهاي فتنه و خطر شاهد پيگيري خط چندپهلويي و تذبذب در مواضع اين دو فرد مي باشيم: لاريجاني هواي تازه- دولت مدرن ( نميدانم آن زمان چرا علما در مقابل اين شعار سكوت كرده بودند و فرياد وااسلاما سر نمي دادند؟!. حسين شريعتمداري چند بار اين شعار را مورد نقد قرار داد!؟!.) قاليباف زندگي خوب برازنده ايراني - زندگي خوب- ايراني شايسته هر ايراني ( شايد آن زمان آقاي علي زاكاني و احمد توكلي با مبحثي بنام فراماسونري، باستان گرايي افراطي، تبليغ ايران در مقابل اسلام و... آشنا نبودند كه بر سر قاليباف فرياد بزنند كه چرا ميخواهيد ايران را درمقابل اسلام قرار دهي!!. چرا بيش از ۵۰بار از كلمه ايران استفاده كردي!!. زاكاني نگفت كه جريان انحرافي سعي دارد در انتخابات۸۴ با شعار ايراني شايسته بر سر كار بيايد و.... شايد اين نوع حملات و برداشتها تنها مختص دولت دهم و شخص مهندس مشايي و دكتر عزيز است). آقاي لاريجاني؛تریبون ریاست مجلس شورای اسلامی و صحن علنی قانون گذاری مجلس تبدیل به بازی هرچه دولت می خواهد، نه! و هر چه دولت نمی خواهد، آری! شده است. آن هم با ابزار قانون. مخالفت شما- احمد توكلي- علي مطهري- عباسپور- باهنر و... با هر آنچه دولت مي گويد و ميخواهد به رويه ثابت تبديل شده است. دولت را كم تحمل ميدانيد و انتقاد ناپذير، ولي شما در يك حركت لمپنانه و غير انساني به داشجويان تجمع كننده در مقابل مجلس لقب " دهن دريده" مي دهيد!!. حیف است یادی از کنفرانسهای خبری آقای لاریجانی نکنیم. چه تیترها و جملات فاخر و مططنی روزانه بر تارک روزنامه های دوم خردادی و بعضا سایتهای و رسانههای ضدانقلاب از افاضات ایشان درج نشد؟! 80 درصد سوالهايی که از محضر ایشان می شود، مربوط به زخمها و شکافهای بین دولت و مجلس است و اصرار خبرنگاران غافل یا خائن برای موضعسازی از زبان ایشان علیه یکی دیگر از قوا، اما دریغ از یک کلمه آتش اختلاف خاموش کن!. علی لاریجانی در جمع مردم سیستان و بلوچستان گفت: "دولت آينده نميتواند دولتي عقب افتاده باشد و سنتهاي گذشته و كهنه را دنبال كند." وی در پايان تاكيد كرد: "در دولت مدرن قطعا گردش نخبگان محقق خواهد شد.". آقاي لاريجاني دولت عقب افتاده خود را بهتر نبود با سيستم اسلامي و ارزشي به تكامل برسانيد؟!. مدرن مورد نظر شما چه بود؟. آيا اين يك شعار كلي گويي و جذاب براي عقب نيفتادن از قافله مدرنيته دوم خرداديها نبود؟!. آيا اين شعارها نشان دهنده تذبذب فكري و تئوريك ايشان نيست؟ آيا بايد بيش از اين شاهد اين چرخشها از سوي ايشان باشيم؟!! بيش بصيرتهاي امروز نظير احمد توكلي و علي زاكاني اعلام مي كنند كه مهندس مشايي قصد دارد دوم خرداديها و اصلاح طلبان را جذب كند و اين خود يك فتنه است. اين هم از دروغهايي كه ناشي از مذبذب بودن اين دوستان است. زيرا بهتر است سال ۸۴ را به خوبي به ياد بياورند و حمايتهاي جمعي از اصلاح طلبان از قديسشان يعني قاليباف و نيز حمايت ديسشان يعني قاليباف از دكتر معين: دفتر اطلاعرساني حاميان قاليباف در بيانيه ای اعلام کرد: "ما معتقديم هر دو بخش تندرو حاكم بر جبهه مشاركت ايران اسلامي و برخي از اعضاي محترم شوراي نگهبان متاسفانه با ديدگاههاي افراطي خويش مصالح و منافع ملي كشور را ناديده گرفته و به همين دليل نيز سعي ميكنند با مجادلههاي سياسي هزينههاي حاصل از اين رد صلاحيت را برعهده طرف مقابل گذراند." در پايان اين بيانيه آمده است: "بد نيست اين جا براي روشن شدن افكار عمومي اين سوال را مطرح كنيم كه شوراي محترم نگهبان براساس كدام تحليل و تشخيص دكتر مصطفي معين را فاقد صلاحيت جهت حضور در رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري اعلام كرده است و در همين راستا اين شوراي محترم براساس كدام ديدگاه و بينش دكتر محمود احمدينژاد را قابل صلاحيت جهت حضور در انتخابات رياست جمهوري دانسته است. حاميان اصلاح طلب قاليباف: "ما معتقديم راي به قاليباف مخالفت با خاتمي نيست، بلكه تلاش در جهت تحقق عملي تر خواسته هاي ايشان است. راي به قاليباف از بين رفتن سياسي به دست آمده در دوران خاتمي نيست بلكه تلاش در جهت حفظ و ارتقاء اين فضا است، راي به قاليباف راي تحول و عملگرايي و توانمند سازي مديريت كشور است. راي به قاليباف، راي به وفاداري و امانت داري و قانون گرايي است." ۲۰خرداد۸۴ از سويي ديگر علي لاريجاني كه اين روزها سعي دارد به هر قيمتي خود را طرفدار اعتدال و عقلانيت سياسي! |( واژگان قشنگ و بی معنا) نشان داده و خواستار حضور دوم خردادیها در انتخابات آتی مجلس شودُ فراموش کرده که در دوران صدارتش بر صدا و سیما چگونه تمام و کمال به جنگ آنها رفت و جریام مذکور را با قافله منافقین و.. یکی دانست. برنامه چراغ و هویت شما را باور کنیم یا حماییتان از موسوی در انتخابات و سکوتتان در قبال فتنه یا جلسات شما با احزاب دوم خردادی نظیر مردمسالاری و دعوت از آنها جهت حضور؟!. این منش سیاسی مذبذب شما تا کی ادامه دارد؟ آیا نگاه شما به این جریان نگاه ابزاری نیست؟. راستی دوستانی که بازهم به مهندس مشایی تهمت همراهی با دوم خردادیها را میزند در قبال مواضع آقای لاریجانی چه موضعی اتخاذ کرده اند؟!!. چرا صفحات جهان نیوز- کیهان و.. خالی از تحلیلهای آبکی فتنه آینده و... است؟. بالاخره آقای شریعتمداریُ مواضع واقعی و پایدار آقای لاریجانی چیست؟!! لاریجانی: پخش اعترافات برخی ها در تلوزیون، امنیت ملی را استوار کرد علی لاریجانی در جمع مردم شاهرود گفت: "زماني كه دادگاه برخي از اين افراد از تلويزيون پخش مي شد، برخي به من خرده ميگرفتند كه تو نماينده رهبري در شوراي عالي امنيت ملي هستي چرا توجه نمي كني، اين مصلحت امنيت ملي كشور نيست آبروي نظام دارد مي رود، من به آنها گفتم چون نماينده رهبري در شوراي عالي امنيت ملي هستم، مطمئنا پخش اين چيزها امنيت ملي كشور را استوارتر خواهد كرد."16 خرداد 84 درخواست ستاد لاریجانی از احمدی نژاد: اگر کناره گیری کنید، پیروزی اصولگرایان قطعی است آژینی، قائم مقام ستاد انتخاباتي علي لاريجاني در نامه سرگشادهاي به محمود احمدي نژاد نوشت: " اين اقدام جنابعالي (انصراف از ادامه انتخابات) نه تنها كمترين خدشه اي به نيت خالصانه و تلاش هاي مجاهدانه شما درجهت حضور حداكثري و مشاركت بالاي مردم وارد نمي نمايد بلكه دل هاي ميليونها مردم مومن و متدين و بزرگان دين و معنويت را با شما همراه خواهد كرد در اين صورت شما امروز پيروز واقعي اين انتخابات تلقي خواهيد شد و فردا نيز در پيشرفت و آباداني كشور بر محور اصولگرايي بيشترين نقش را به طور طبيعي ايفا خواهيد نمود." این هم جواب کسانی که در هر کوی و برزن می گویند احمدی نژاد را ما بالا آوردیمُ احمدی نژاد توسط اصولگرایان روی کار آمد و... اما نمی گویند که کاندید عزیزشان رقیب اصلی آراء باطله و یک نفر مانده به آخر بوده است. آیا متوجه شباهتهای مواضع چند سال اخیر دو شخصیت مذبذب اعظم یعنی جناب قالیباف و لاریجانی با تحلیلهای آقایان حامی این دو یعنی: زاکانی- فدایی- شریعتمداری- طائب- توکلی و... در مورد فتنه آینده نشده اید؟. آیا مسائلی که اکنون به مهندس مشایی نسبت داده می شود در مواضع این دو شخصیت یافت نمی شود: شعار ایران- بی توجهی به شعارهای ارزشی در انتخابات- همراهی و حمایت از جریانات دوم خرداد- سکوت در مقابل فتنه و... پس چرا تنها به مشایی حمله می کنید و دیگران را آزاد گذاشته اید؟ در بدترین حالت به قول یکی از دوستانم: مشایی نیز شخصیتی مانند قالیباف و لاریجانی است که آنها نیز دنبال قدرت و یارگیری هستند. با این تفاوت که کیهان عیوب لاریجانی را خیر می بیند و زاکانی و ایثارگران نیز قالیباف را مصون از نقد. مشایی باید کوبیده شود تا صحنه خالی شود. اما انتخابات ۸۸ به بعد ثابت کرد که چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب سر و ته يک کرباسند و آبي و قرمز !! پشت پرده به سادگي ملت مي خندند! بار ديگر وقت آن رسيد که دکتر ملت را مخاطب قرار دهد و اينبار سراغ کساني برود که با شعار " ولايت ولايت " به جنگ سردار " ولي " آمده اند . خبر مهم: شاعر مقاوم و انقلابي ملت بحرين آزاد شد. آيات القرمزي از چنگال ديكتاتور بحرين آزاد شد. هر چند كه هميشه آزاده است. بر حاميان داخلي ديكتاتورهاي كشورهاي حاشيه خليج فارس لعنت وقتي كه اوضاع پيچيده و مبهم مي شود ، و بزرگان متعددي به تشخيص
دلسوزانه خود مسائلي را برجسته و پراهميت نشان مي دهند ، اين نگاه ملكوتي
و تيزبين ولي فقيه است كه با نشان دادن راه صحيح ، جامعه را به صراط
مستقيم هدايت مي كند و اصل وجود يا پرداختن و نپرداختن به جريانهاي
انحرافي را در هر زماني ، بنا بر ضرورتها و شرايط كلي تشخيص مي
دهد. بيانات روشنگر و راهگشاي امام خامنه اي(مدظه) در باب اصلي - فرعي
كردن مسائل كه طي دو دهه اخير بطور مكرر ايراد شده است ، نشان از اهميت
بالاي اين موضوع دارد كه مي طلبد روشنفكران و فعالان سياسي - اجتماعي و
مذهبي توجه كافي را نسبت به اين دغدغه معظم له داشته باشند.
نگاهي به بيانات ولي امر مسلمين طي دو
دهه گذشته در باب اصلي - فرعي كردن مسائل ، نكات مهم و راهبردي متعددي را
بدست مي دهد ، اينكه معظم له طي 20 سال گذشته بطور مكرر توجه به اين
مسئله مهم را گوشزد كرده و نسبت به عدم رعايت اين اصل تعيين كننده در
رسانه ها و روزنامه ها ابراز نارضايتي نموده و هشدار داده اند ، نشان از
جايگاه برحسته و ميزان اهميت اين مسئله در ديدگاه معظم له دارد. 1- تشخيص مسائل اصلي از فرعي از درسهاي امام حسين(ع) به شيعيان است يكى از اين درسها، اين نكته مهم است كه حسين بن على
عليهالصّلاةوالسّلام، در يك فصل بسيار حسّاس تاريخ اسلام، وظيفه اصلى را
از وظايف گوناگون و داراى مراتب مختلف اهميت، تشخيص داد و اين وظيفه را به
انجام رساند. در ديدار علما و روحانيان (71/5/7) 2- انسان در تشخيص مسائل اصلي و فرعي ممكن است دچار توهم و اشتباه شود او(امام حسين(ع)) در شناخت چيزى كه آن روز دنياى اسلام به آن احتياج داشت، دچار توهّم و اشتباه نشد. در ديدار علما و روحانيان (71/5/7) 3-اختلاط مسائل اصلي و فرعي يكي از نقاط آسيب پذير در زندگي مسلمين در دورانهاي گوناگون است در حالى كه اين(پرداختن به مسائل فرعي) ،
يكى از نقاط آسيبپذير در زندگى مسلمين، در دورانهاى مختلف است؛ يعنى
اينكه، آحاد ملت و راهنمايان آنها و برجستگان دنياى اسلام، در برههاى از
زمان، وظيفه اصلى را اشتباه كنند. ندانند چه چيز اصلىاست و بايد به آن
پرداخت. ديدار علما و روحانيان (71/5/7) 4- برخي مواقع مسائل فرعي را بايد فداي مسائل اصلي كرد. بايد كارهاى ديگر(فرعي) را - اگر لازم شد - فداى آن(اصلي)
كرد؛ و چه چيز فرعى و درجه دوم است و هر حركت و كارى را به قدر خودِ آن
بايد اهميّت داد و برايش تلاش كرد. ديدار علما و روحانيان (71/5/7) 5- رعايت اولويتها(اصلي و فرعي كردن مسائل) از واجبات است دومين نقطهاي که در آن رعايت اولويّتها لازم است، مسائل کلي جامعه است... ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت آغاز هفته دولت (78/6/2) 6- مسائل فرعي گاهي تحميل دشمنان است كه آن را مسئه اي اصلي مي كنند ببينيد؛ گاهي يک مسأله، مسأله اصلي ماست؛ اما بر ما يک مسأله
فرعي را تحميل ميکنند که مسأله عمدهي ما ميشود؛ کمااينکه الان ملاحظه
کنيد مسأله قتلها ، مسأله عمده کشور شد. آيا واقعاً مسأله عمده کشور، اين
چند فقره قتلي است که اتّفاق افتاد؟! ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت آغاز هفته دولت (78/6/2) 7- اگر مسائل فرعي ، اصلي شوند ، كارها پيش نمي رود و به موفقيت نمي رسد اينگونه نميشود کار را با موفّقيت ادامه داد و پيش برد.
واقعاً نگاه کنيد ببينيد امروز مسأله اصلي کشور چيست. من گمان نميکنم اگر
کسي نگاه عادّي به زندگي مردم بکند، ترديدي به وجود بيايد که مسأله اصلي
کدام است. چرا خودمان را به مسائل درجه دو و مسائل فرعي مشغول کنيم؟! ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت آغاز هفته دولت (78/6/2 8- اصلي كردن مسائل فرعي ، يك غفلت بزرگ است كه گاه علتش خيانت است و گاه غفلت امروز پرداختن به کارهايي که به جنبههاي عملي زندگي مردم
ارتباطي ندارد، يک کار مسرفانه است. اينکه بعضيها فضاي کشور را آنقدر
سياسي کنند که مسائل اصلي کشور تحتالشّعاع قرار گيرد، يک غفلت بزرگ است.
البته گروه معدودي اين غفلت را عمداً انجام ميدهند؛ آنها خيانت ميکنند؛
يک عده هم غفلت ميکنند. ديدار گروه كثيرى از كارگران و معلّمان به مناسبت روز كارگر و هفته معلّم (81/2/11) 9- همه موظف به پيگيري مسائل اصلي هستند ، ايجاد مسائل فرعي مصلحت نيست هر روز مسأله سياسي جديدي را در کشور ايجاد کردن - به مجلس
شوراي اسلامي نگاه ميکنيم، يک طور؛ به مجموعههاي گوناگون ديگر نگاه
ميکنيم، يک طور - و ذهنها و فکرها را از کاري که بايد براي مردم انجام
گيرد، منصرف کردن، هيچ مصلحت نيست. همه بايد ذهنهاي خود را به کارهايي که
براي پيشرفت و حلّ مشکلات کشور لازم است - مسائل معيشتي مردم، مسائل
اقتصادي مردم، مسأله اشتغال - منعطف کنند. دستگاهها بايد به هم کمک کنند و
اين کارها را انجام دهند. کار صورت ميگيرد، اما بايد شتاب بيشتري پيدا
کند و همهجانبه شود. ديدار گروه كثيرى از كارگران و معلّمان به مناسبت روز كارگر و هفته معلّم (81/2/11) 10- ما بايد از پرداختن به امور فرعي خودداري كنيم البته من و شما بايد مراقب خودمان باشيم و نلغزيم؛ مواظب
باشيم جاذبههاى دنيا ما را فريب ندهد و حيله و جنگ روانى دشمن در ما اثر
نگذارد. ما بايد وحدت خود را روزبهروز مستحكمتر كنيم و از پرداختن به
امور فرعى خوددارى نماييم. امروز مسأله اصلى، حفظ هويّتِ جمهورى اسلامى و
هويّتِ اسلامى اين كشور است. ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام در سالروز عيد سعيد مبعث (82/2/7) 11- اصلي كردن مسائل فرعي عدم رضايت و نهيب آقا را بدنبال دارد اینکه من گاهى نهیب مىزنم فلان مسألهى فرعى و جنجالى یا دعواى سیاسى را وارد میدان مناقشات عمومى نکنید. ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان زنجان (22/7/82 ) 12- اصلي كردن مسائل فرعي ممكن است كار دشمنان باشد و به وحدت و حركت به سمت هدفها ضربه مي زند خيلى بايد مراقب باشيم كه دشمنان پيشرفت كشور نتوانند ذهن و
حواس ما را به نقاط فرعى و درجهى دوم منعطف كنند، تا همه با وحدت كامل
بتوانيم به سمت اين هدفها حركت كنيم. ديدار مردم مريوان(26/2/88) 13- نارضايتي آقا از جو رسانه اي كشور در اصلي فرعي كردن مسائل و برخورد هاي غيرمنصفانه در اين زمينه خيلى از روزنامههاى ما متأسفانه در انعكاس حقائق ضعيفند و
در اصلى فرعى كردن مسائل، غيرمنصفانه عمل ميكنند. در همين مسائل اخير،
مسائل را بايد اصلى فرعى كرد؛ مسئلهى اصلى چيست؛ يك سلسله مسائل فرعى هم
پيرامون اوست؛ نه اينكه آن مسائل فرعى كماهميت است، اما مسئلهى اصلى
اهميتش بيشترش از آنهاست. ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور (6/8/88) 14- در مسائل اصلي هيچ اهمالي نبايد كرد اما در مسائل فرعي ، خطا قابل جبران است روى مسئلهى اصلى نظام و نقشهى نظام و كليت نظام هيچ اهمالى
را نبايد روا بداريم. مسائل درجهى دوئى وجود دارد كه البته اينها را
ميتوان حل كرد..... اينها چيزهائى است كه قابل اصلاح است. ممكن است در
آنجا يك كسى خطائى هم بكند؛ خطا قابل جبران است. اينها مسائل اصلى نيست؛ ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى (6/12/88) 15- قضيه ي فلسطين نتيجه مشغول شدن جهان اسلام به مسائل فرعي است البته سعى ميكنند دنياى اسلام را مشغول كنند. امروز همين
قضاياى فلسطين در سايهى مشغول شدن دنياى اسلام به مسائل فرعى دارد اتفاق
مىافتد. دیدار مسئولان و شخصیتهای علمی سیاسی(17/1/89) 16 – توجه به مسائل فرعي ، غفلت از مسائل اصلي را به دنبال خواهد داشت اسلامزدائى از آثار اسلامى، يكى از آن كارهاى بسيار خطرناكى
است كه دارد جلوى چشم مسلمانهاى عالم اتفاق مىافتد. از بس همه مشغولند،
سرگرم چيزهاى فرعى و جزئى هستند، نميفهمند در دنياى اسلام چه دارد ميگذرد.
توطئه عليه دنياى اسلام اين است.. .. دیدار مسئولان و شخصیتهای علمی سیاسی(17/1/89) 17 – مسائل را بايد اصلي – فرعي كرد و به مسائل اصلي پرداخت ... به هر حال ما خودمان درس بگيريم. ما مسائلمان را تقسيم
كنيم به مسائل اصلى و غير اصلى؛ به اصلىها بپردازيم. مسائل اصلى در كشور
ما زياد است؛ بخشىاش مربوط به مسئولين است، بخشىاش مربوط به فرهنگسازان
است..... دیدار مسئولان و شخصیتهای علمی سیاسی(17/1/89) 18- توجه به مسائل فرعي اشكالي ندارد ولي بايد دقت كرد مسائل فرعي جاي مسائل اصلي را نگيرد یكى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئيس جمهور دلمان
خون است. خوب، حالا دل شما خون - كه خدا نكند خون باشد - اما به شما عرض
بكنم؛ اينها جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست. ممكن است ايراد و اشكال
وارد باشد - من در اين مورد هيچ قضاوتى نميخواهم بكنم - ممكن است كسى به
يك شخصى يا به يك كارى ايراد داشته باشد؛ منتها بايد توجه كنيم كه مسائل
را اصلى - فرعى كنيم. مسائل درجهى دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزههاى
ما، در همت ما، در صرف انرژىاى كه ميشود، نگيرد. من عرضم فقط اين است؛
والّا من نه اعتراض ميكنم به اينكه شما چرا از زيد يا عمرو خوشتان مىآيد
يا بدتان مىآيد؛ نه، ممكن است خوشتان بيايد، ممكن است بدتان بيايد -
ايرادى ندارد - و نه اعتراض ميكنم كه چرا آن ايراد را يك وقت به شكلى كه
يك مفسدهاى نداشته باشد، بر زبان آورديد؛ آن هم به نظرم اشكالى ندارد.
فقط توجه كنيد كه اين جاى مسائل اصلى را نگيرد. مسائل اصلى ما چيزهاى
ديگرى است ديدار با دانشجويان در یازدهمین روز ماه رمضان (31/5/89) 19- پرداختن به مسائل حاشيه اي ممكن باعث بازماندن از حركت مي شود يك شرط ديگر اين است كه كشور به مسائل حاشيهاى مبتلا نشود.
ببينيد، در بسيارى از اوقات يك مسئلهى اصلى در كشور وجود دارد كه همه
بايد همت كنند و به سراغ اين مسئلهى اصلى بروند؛ بايد مسئلهى كانونى
كشور اين باشد؛ اما ناگهان مىبينيم از يك گوشهاى يك صدائى بلند ميشود،
يك مسئلهى حاشيهاى درست ميكنند، ذهنها متوجه آن ميشود. اين مثل اين
ميماند كه در يك مسافرت مهمى، كاروانى، قطارى دارد حركت ميكند، هدفش رسيدن
به يك نقطهى خاص است؛ ناگهان ذهنها را مشغول كنند به يك چيز حاشيهاى در
بيابان، از راه باز بمانند. حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90 (1/1/90) 20- مردم ما هوشمندند و مي توانند مسائل فرعى و حاشيهاى را از مسائل اصلى جدا كنند مسائل حاشيهاى نبايد به ميان بيايد. مردم ما خوشبختانه قدرت
تحليل دارند، هوشمندند، هوشيارند؛ ميتوانند مسائل فرعى و حاشيهاى را از
مسائل اصلى جدا كنند. توجه شود مسائل حاشيهاى كانون توجه افكار عمومى
قرار نگيرد. حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90 (1/1/90) 21- توجه به مسائل فرعي موجب هدررفت انرژي ها و خلل در همت و انگيزه است بايد توجه كنيم كه مسائل را اصلى - فرعى كنيم. مسائل درجهى
دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزههاى ما، در همت ما، در صرف انرژىاى كه
ميشود، نگيرد. ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان(31/5/89) 22- پرداختن به مسائل فرعي مانع حركت عظيم اقتصادي است خب، اگر ما بخواهيم اين حركت عظيم اقتصادى در كشور در سال 90
انجام بگيرد، يك الزاماتى هم دارد. اين الزامات را هم من فهرست وار عرض
بكنم. اولاً روحيهى جهادى لازم است........ يك شرط ديگر اين است كه كشور به مسائل حاشيهاى مبتلا نشود. حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90 (1/1/90) ---------------------------------------------------------------------------------------------------- http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=706 http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=1796 بيانات امام خامنه اي (مد ظله) در ديدار گروه كثيرى از كارگران و معلّمان به مناسبت روز كارگر و هفته معلّم 11/2/81 البته من و شما بايد مراقب خودمان باشيم و نلغزيم؛ مواظب
باشيم جاذبههاى دنيا ما را فريب ندهد و حيله و جنگ روانى دشمن در ما اثر
نگذارد. ما بايد وحدت خود را روزبهروز مستحكمتر كنيم و از پرداختن به
امور فرعى خوددارى نماييم. امروز مسأله اصلى، حفظ هويّتِ جمهورى اسلامى و
هويّتِ اسلامى اين كشور است. چشمهاى دنياى اسلام و امّت اسلام نگران اين
است. شمإ؛ممّّ توانستهايد يك الگو در دنيا نشان دهيد؛ دشمن مىخواهد اين
الگو را در هم بشكند. مقصود، شكست ايران نيست؛ بلكه شكست دنياى اسلام است. http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=2471 **بيانات امام خامنه اي (مد ظله)در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان زنجان 22/7/82 نكتهى آخر، وظيفهى سنگين در باب خدمترسانى است؛ كه اين
وظيفه عمدتاً متوجه به مسؤولان دولتى است. خدمترسانى به مردم كار اصلى
ماست و بيشترين كسانى كه خدمت بايد متوجه آنها شود، طبقهى محروم و مظلوم
و مستضعف جامعهاند كه محتاج خدمتند. ما بايد اين خدمت را به آنها برسانيم
و خدمترسانى را تسهيل كنيم. اين، خود يك قدم بزرگ در راه ايجاد عدالت
اجتماعى است. امروز ديگر كوتاهىها و تكاسلها و وقت مفيد ادارى را به يك
ساعت يا كمتر يا اندكى بيشتر رساندن، قابل تحمل نيست؛ اينها بايد درست
شود. البته مجاهدت و تلاش لازم است. همه بايد انشاءاللَّه كمك كنند تا
مسؤولان بتوانند وظايف خود را انجام دهند. http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=2791 بيانات امام خامنه اي (مد ظله) در ديدار مردم مريوان 26/2/88 امروز بحمداللَّه جمهورى اسلامى اين فرصت را پيدا كرده است
كه بر روى طرحهاى بلندمدت براى رفع كمبودها و نقيصهها و تخريبهاى
دورانهاى گذشته برنامهريزى كند. چشمانداز بيست ساله يك سند بسيار معتبر
و مهم است كه مسئولان كشور - چه در قوهى مجريه، چه در قوهى مقننه - و در
بخشهاى مختلف موظف شدهاند گام به گام اين سند چشمانداز را تعقيب كنند و
به آن اهداف نزديك شوند. مردم هوشمند و جوانان بااستعداد در هر نقطهى
كشور مسئوليت بزرگى در اين زمينه بر دوش دارند. من به شما مردم عزيز و
بخصوص به جوانان عرض ميكنم كه ساختن كشور، پيش بردن كشور يك وظيفهى مشترك
است؛ مشترك بين مسئولان و مردم؛ مردم هم داراى مسئوليتند. خيلى بايد مراقب
باشيم كه دشمنان پيشرفت كشور نتوانند ذهن و حواس ما را به نقاط فرعى و
درجهى دوم منعطف كنند، تا همه با وحدت كامل بتوانيم به سمت اين هدفها
حركت كنيم. http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=5342 بيانات امام خامنه اي (مد ظله) در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور 6/8/88 http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=6056 روى مسئلهى اصلى نظام و نقشهى نظام و كليت نظام هيچ اهمالى
را نبايد روا بداريم. مسائل درجهى دوئى وجود دارد كه البته اينها را
ميتوان حل كرد. حالا من ديدم مثلاً اين روزها طرحى كه در مجمع تشخيص است،
مورد توجه است. البته معلوم است؛ اين طرح وقتى كه در مجمع تشخيص مطرح
بشود، بالاخره نظر مجمع، نظر مشورتى است؛ اين پيش ما خواهد آمد و آن چيزى
را كه معتقَد ماست، اعمال ميكنيم و به عنوان سياست كلى گفته ميشود. شكى
نيست كه شوراى نگهبان وظائفى قانونى دارد. به اين وظائف مصرّح در قانون
اساسى - كه نظارت بر انتخابات و تشخيص صلاحيتها و اين چيزهاست - بايد تعرض
نشود. اين چيزها را ميشود اصلاح كرد. يعنى اين قضيه را نبايد مسئلهى مورد
بحث و مورد دعوا و نزاع قرار داد؛ اينها چيزهائى است كه قابل اصلاح است.
ممكن است در آنجا يك كسى خطائى هم بكند؛ خطا قابل جبران است. اينها مسائل
اصلى نيست؛ مسئلهى اصلى همين مسائلى است كه در طول اين هشت نُه ماهِ بعد
از انتخابات، محل اختلاف بوده است بين مجموعهى نظام اسلامى و مجموعهى
كفر و استكبار، كه اينجا كسانى حرفهاى آنها را تكرار كردند. http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=6485 بیانات امام خامنه اي (مد ظله) در دیدار مسئولان و شخصیتهای علمی سیاسی 17/1/89 البته سعى ميكنند دنياى اسلام را مشغول كنند. امروز همين
قضاياى فلسطين در سايهى مشغول شدن دنياى اسلام به مسائل فرعى دارد اتفاق
مىافتد. واقعاً امروز در فلسطين فاجعهآفرينى است، در غزه فاجعهآفرينى
است، در كرانهى باخترى هم فاجعهآفرينى است. قضاياى حرم ابراهيمى را
نبايد دستكم گرفت؛ اينها خيلى مهم است. به خاطر اقامهى نماز، مسلمانها
را از پايگاهشان و خانهشان بيرون كنند و راه ندهند! اسلامزدائى از آثار
اسلامى، يكى از آن كارهاى بسيار خطرناكى است كه دارد جلوى چشم مسلمانهاى
عالم اتفاق مىافتد. از بس همه مشغولند، سرگرم چيزهاى فرعى و جزئى هستند،
نميفهمند در دنياى اسلام چه دارد ميگذرد. توطئه عليه دنياى اسلام اين
است.. .. ... به هر حال ما خودمان درس بگيريم. ما مسائلمان را تقسيم
كنيم به مسائل اصلى و غير اصلى؛ به اصلىها بپردازيم. مسائل اصلى در كشور
ما زياد است؛ بخشىاش مربوط به مسئولين است، بخشىاش مربوط به فرهنگسازان
است، بخشىاش مربوط به مؤسسات عظيم و وسيعى است كه خوشبختانه در كشور وجود
دارد؛ هركدام وظيفهاى دارند، كارى دارند. به هدايت اين مردم و به هدايت
نظام و پيشبرد نظام بينديشيم و بپردازيم. http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=6645 بيانات امام خامنه اي (مد ظله) در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 31/5/89 یكى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئيس جمهور دلمان
خون است. خوب، حالا دل شما خون - كه خدا نكند خون باشد - اما به شما عرض
بكنم؛ اينها جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست. ممكن است ايراد و اشكال
وارد باشد - من در اين مورد هيچ قضاوتى نميخواهم بكنم - ممكن است كسى به
يك شخصى يا به يك كارى ايراد داشته باشد؛ منتها بايد توجه كنيم كه مسائل
را اصلى - فرعى كنيم. مسائل درجهى دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزههاى
ما، در همت ما، در صرف انرژىاى كه ميشود، نگيرد. من عرضم فقط اين است؛
والّا من نه اعتراض ميكنم به اينكه شما چرا از زيد يا عمرو خوشتان مىآيد
يا بدتان مىآيد؛ نه، ممكن است خوشتان بيايد، ممكن است بدتان بيايد -
ايرادى ندارد - و نه اعتراض ميكنم كه چرا آن ايراد را يك وقت به شكلى كه
يك مفسدهاى نداشته باشد، بر زبان آورديد؛ آن هم به نظرم اشكالى ندارد.
فقط توجه كنيد كه اين جاى مسائل اصلى را نگيرد. مسائل اصلى ما چيزهاى
ديگرى است. http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=7142
آن
زمانی که سیاسیون دربرابر محمود احمدی نژاد از موضع قدرت به لزوم توجه
دولت به احزاب سخن می گفتند ، تصور نمی کردند که زمانی دیگر توسط مردم کنار
خواهند رفت و همین کنار رفتن، توخالی بودن تمام ادعاهای یک جامعه پیشرفته
همراه با حزب را به خوبی نمایان ساخت.


.jpg)



مطالب مرتبط: گفتماني كه پرچمش هنوز دست احمدي نژاد است
اجراي پروژه ضد انقلابي نه به احمدي نژاد با اسم رمز جريان انحرافي
توكلي و زاكاني پاسخگوي هزينه هاي ميلياردي تبليغات خود باشند
برچسبها: مشایی, دور دوم انتخابات مجلس, جریان انحرافی![]()
برچسبها: مشايي, اختلاس بانكي, جهاد اقتصادي, قلاده هاي طلا
:ادامه مطلب:![]()

برچسبها: انتخابات مجلس نهم, جهان نیوز, سایت خبری فارس, جنگ نرم, مشایی
:ادامه مطلب:![]()

برچسبها: احمدی نژاد, انتخابات مجلس, رییس جمهور, ارد صلاحیت![]()


برچسبها: احمدی نژاد, انتخابات, رییس جمهور, اختلاس
:ادامه مطلب:![]()

برچسبها: فايزه هاشمي, فتنه88, خبرگزاري فارس
:ادامه مطلب:![]()

برچسبها: عماد مغنيه, سپاه قدس, حزب الله لبنان, سيد حسن نصرالله
:ادامه مطلب:![]()

:ادامه مطلب:![]()


![]()

:ادامه مطلب:![]()


اکنون نیز ما در برابر یک مقطع حساس و سرنوشت ساز دیگر قرار گرفته ایم، ضمیر پاک، ذهن آگاه و چشم بصیر شما مردم بهتر از هر تحلیل گری می تواند مختصات این برهه خاص را ترسیم کرده و بر میزان تاثیرگذاری آن در سرنوشت و آینده کشور صحه بگذارد.
در این میان سپهر سیاسی کشور شاهد حضور احزاب و گروه هایی است که برای فتح مجلس نهم تجهیز شده اند و با طراحی اقسام سناریوهای خاص سعی دارند بر تفکر اصیل انقلاب چیره شوند. قطعا ذهن شما هم مثل بسیاری دیگر به دنبال پاسخ این پرسش است که در این تنگنای حساس و تاریخی چه باید کرد؟ آنچه ما به عنوان جبهه خودجوش و کاملا مردمی "حامیان دولت اسلامی" یافته ایم به این قرار است.
1- از آنجا که همه گروه ها و احزاب در یک پیمان نانوشته کمر به تضعیف دولت احمدی نژاد به عنوان عصاره اراده مردم و بازوی توانمند ولایت فقیه و رهبری معظم انقلاب اسلامی بسته اند، بر ما فرض است که از ثمره خواست خود دفاع کنیم. با توجه به اینکه این دفاع نمی تواند در انفعال معنا پیدا کند لذا بر ماست که مانند آنچه در تیر 84 و خرداد 88 رقم زدیم، باز هم خود به میدان عمل وارد شده و جبهه عدالت طلبان را در معرض انتخاب قرار دهیم.
2- توجه به این مهم که دولت حق دخالت مستقیم در انتخابات را ندارد مسئولیت ما مضاعف می شود، اینجاست که نقش آفرینی نخبگان ناشناخته ، شایسته و مظلوم حامی دولت اسلامی دارای اهمیت می گردد. جبهه حامیان دولت اسلامی با توجه به ظرفیت های عظیم مردمی، باید با معرفی هر آن کس که دارای صلاحیت های لازم برای ورود به صحنه رقابت انتخابات مجلس است، عرصه حضور خود را معنا ببخشد. این بدان معناست که:
الف- هر کس خود را وامدار گروه های متصل به کانون های قدرت و ثروت نکرده و در دایره حامیان دولت اسلامی قرار گرفته، می تواند با نشان حمایت از رئیس جمهور مردمی و عدالت خواه به صف نامزدهای انتخابات بپیوندد. به عبارت دیگر خط قرمز حامیان دولت اسلامی و جبهه مردمی عدالت طلبان عدم ورود به گروه های سیاسی چون اصولگرایان، اصلاح طلبان، فتنه گران و جبهه جعلی احمدی نژادی ها یعنی جبهه پایداری است.
ب- بر اساس این پیش فرض ها، از تمام حامیان واجد شرایط دعوت می کنیم به صورت فراگیر و بدون توجه به محدودیت ها و ملاحظات برای انتخابات مجلس نهم ثبت نام کنند. سپس افرادی که از مرحله تایید صلاحیت عبور کردند با یافتن یکدیگر و اتصال به مردمِ طرفدارِ دولتِ اسلامی، خود را برای رقابت با احزاب و گروههای نشان دار آماده کرده و با استفاده از همان ظرفیتی که احمدی نژاد را در انتخابات 84 و 88 به پیروزی رساند، برای کسب آرای مردم تلاش خواهند کرد. یادمان باشد آنچه یوم الله 3 تیر و 22 خرداد را رقم زد ما مردم بودیم نه کس دیگر!
3- با این توضیح می توان از سد انفعال و یا انتخاب اجباری گذشت و منتخبانی را به مجلس فرستاد که وامدار هیچ کسی جز آرای مردم نخواهند بود.
4 - برای جبهه حامیان دولت اسلامی و کاندیداهای آن ، پیروزی در انتخابات ، اصل اول نیست ، بلکه آنچه در درجه نخست اهمیت است ، حضور باشکوه و نمایش عظیم اراده مردمی و حمایت از دولت عدالت خواه برآمده از خواست پابرهنگان است ، و البته اِنَّ الله عَلی نَصرِهِم لَقَدیر (آیه 39-سوره حج)![]()
![]()

![]()





=============



.jpg )
.jpg)
![]()

![]()
ما اعتقاد داريم كه ننگ فتنه88 دامن بسياري از اصولگرانماها و راستهاي ناراست را رها نخواهد كرد و وجود بسياري از انها در جبهه اصولگرايان توهين به شعور سياسي ملت ايران است. ما اعتقاد داريم كه "اين 3 نفر مصداق كامل جريان انحرافي هستند كه در دستگاههاي زيربط خود در حال پيگيري منويات منحرفانه خود هستند". اين سه نفر در كنار ساير اصولگرانماها بدانند در جبهه اصولگرايان جايي ندارند و بايد يكبار براي هميشه تكليفشان مشخص شود.
دوستان وبلاگنويس ضمن تجديد بيعت با آرمانهاي بلند امام و شهدا و رهبر عزيزمان و حمايت از دولت خدمتگزار ولايت شناس، اعتراض خود را نسبت به حضور اصحاب فتنه و مثلث انحراف در جبهه اصولگرايان اعلام نمايند و با درج يادداشت در وبلاگ خود ما را در اين خيزش رسانه اي ياري نمايند. ضمنا بعد از نوشته هر مطلب به ما اطلاع دهيد تا مطلب شما لينك شود. به اميد پيروزي حق بر باطل. اندكي صبر سحر نزديك است*![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بيانات امام خامنه اي (مد ظله) در ديدار علما و روحانيان 7/5/71
يكى از اين درسها، اين نكته مهم است كه حسين بن على
عليهالصّلاةوالسّلام، در يك فصل بسيار حسّاس تاريخ اسلام، وظيفه اصلى را
از وظايف گوناگون و داراى مراتب مختلف اهميت، تشخيص داد و اين وظيفه را به
انجام رساند. او در شناخت چيزى كه آن روز دنياى اسلام به آن احتياج داشت،
دچار توهّم و اشتباه نشد. در حالى كه اين، يكى از نقاط آسيبپذير در زندگى
مسلمين، در دورانهاى مختلف است؛ يعنى اينكه، آحاد ملت و راهنمايان آنها و
برجستگان دنياى اسلام، در برههاى از زمان، وظيفه اصلى را اشتباه كنند.
ندانند چه چيز اصلىاست و بايد به آن پرداخت و بايد كارهاى ديگر را - اگر
لازم شد - فداى آن كرد؛ و چه چيز فرعى و درجه دوم است و هر حركت و كارى را
به قدر خودِ آن بايد اهميّت داد و برايش تلاش كرد.
بيانات امام خامنه اي (مد ظله)در ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت آغاز هفته دولت 2/6/78
دومين نقطهاي که در آن رعايت اولويّتها لازم است، مسائل
کلي جامعه است. ببينيد؛ گاهي يک مسأله، مسأله اصلي ماست؛ اما بر ما يک
مسأله فرعي را تحميل ميکنند که مسأله عمدهي ما ميشود؛ کمااينکه الان
ملاحظه کنيد، مسأله قتلها ، مسأله عمده کشور شد. آيا واقعاً مسأله عمده
کشور، اين چند فقره قتلي است که اتّفاق افتاد؟! ما وزارت اطّلاعاتي داريم،
دستگاههاي ديگري داريم؛ مسؤولاني داريم؛ اينها مينشينند حل ميکنند. آيا
واقعاً مسأله اصلي کشور اين است؟! ما اين همه مشکلات داريم، اين همه مسائل
و معضلات مردم وجود دارد؛ همه اينها کنار رفت و در برههاي از زمان، اغلب
بحثها، يا اغلب همّتها مسأله قتلها شد! اينگونه نميشود کار را با
موفّقيت ادامه داد و پيش برد. واقعاً نگاه کنيد ببينيد امروز مسأله اصلي
کشور چيست. من گمان نميکنم اگر کسي نگاه عادّي به زندگي مردم بکند،
ترديدي به وجود بيايد که مسأله اصلي کدام است. چرا خودمان را به مسائل
درجه دو و مسائل فرعي مشغول کنيم؟! ممکن است در فهرست مسائل مردم، مسائل
مهمّي وجود داشته باشد - مثلاً ده رقم نوشته شده باشد - اما مهمترين را
بايد پيدا کرد. در اينجا بايد اولويّتها را مشاهده کنيد؛ که من همينجا
به نقطه چهارم ميروم.
امروز پرداختن به کارهايي که به جنبههاي عملي زندگي
مردم ارتباطي ندارد، يک کار مسرفانه است. اينکه بعضيها فضاي کشور را
آنقدر سياسي کنند که مسائل اصلي کشور تحتالشّعاع قرار گيرد، يک غفلت
بزرگ است. البته گروه معدودي اين غفلت را عمداً انجام ميدهند؛ آنها خيانت
ميکنند؛ يک عده هم غفلت ميکنند. هر روز مسأله سياسي جديدي را در کشور
ايجاد کردن - به مجلس شوراي اسلامي نگاه ميکنيم، يک طور؛ به مجموعههاي
گوناگون ديگر نگاه ميکنيم، يک طور - و ذهنها و فکرها را از کاري که بايد
براي مردم انجام گيرد، منصرف کردن، هيچ مصلحت نيست. همه بايد ذهنهاي خود
را به کارهايي که براي پيشرفت و حلّ مشکلات کشور لازم است - مسائل معيشتي
مردم، مسائل اقتصادي مردم، مسأله اشتغال - منعطف کنند. دستگاهها بايد به
هم کمک کنند و اين کارها را انجام دهند. کار صورت ميگيرد، اما بايد شتاب
بيشتري پيدا کند و همهجانبه شود.
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=2258
بيانات امام خامنه اي (مد ظله)در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام در سالروز عيد سعيد مبعث 2/7/82
من معتقدم تلاش براى عدالت اجتماعى و پر کردن شکاف
طبقاتى، بزرگترین مسؤولیت ماست. خوشبختانه در این جلسه جمعى از مسؤولان
استان هم حضور دارند که خواهش مىکنم روى این مسائل فکر کنند. امروز
مهمترین مسألهى ما این است که بتوانیم شکاف طبقاتى بین فقیر و غنى را پر
کنیم. بزرگترین خدمت به جوانان این است که بتوانیم استعدادهاى آنها را
بارور کنیم؛ امکانات تحصیلى برایشان فراهم نماییم و بعد به فکر شغل و کار
براى آنها باشیم. اینکه من گاهى نهیب مىزنم فلان مسألهى فرعى و جنجالى
یا دعواى سیاسى را وارد میدان مناقشات عمومى نکنید، بهخاطر همین است،
والا اینکه دو جناح و حزب در صد مسأله با هم اختلاف داشته باشند و به سر
و کلهى هم بزنند، به هیچ جاى کشور صدمهاى نمىزند. انتظار بنده از مجلس،
دولت و مسؤولان در همهى ردهها این است: به معناى واقعى کلمه، مسائل
اساسى کشور را بشناسید.
بيانات امام خامنه اي (مد ظله)در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى17/6/84
حالا يكى از ايرادهائى كه ما معمولاً داريم به بعضىها
اين است كه آنچه را كه بيگانه بگويد، اين را تلقى به قبول ميكنند؛ آنچه را
كه خودى بگويد، تلقى با ترديد ميكنند! چرا؟ خوب، اين تلقى، تلقى ناسالمى
است؛ اين تلقى درستى نيست، تلقى ناسالمى است. اين را بايد اصلاح كرد.
البته شما جوانهاى خوب انشاءاللَّه بيائيد وارد عرصههاى گوناگون بشويد،
عرصههاى تبليغاتى كشور را بگيريد. مطبوعات ما هم همينجور است. بنده روزها
معمولاً حدود شانزده هفده تا روزنامه را نگاه ميكنم؛ نه اينكه حالا همهى
صفحات لائى و اينها را نگاه كنم؛ لكن تيترها، اگر سرمقالهى قابل توجهى
داشته باشند، معمولاً نگاه ميكنم. خيلى از روزنامههاى ما متأسفانه در
انعكاس حقائق ضعيفند و در اصلى فرعى كردن مسائل، غيرمنصفانه عمل ميكنند.
در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلى فرعى كرد؛ مسئلهى اصلى چيست؛ يك
سلسله مسائل فرعى هم پيرامون اوست؛ نه اينكه آن مسائل فرعى كماهميت است،
اما مسئلهى اصلى اهميتش بيشترش از آنهاست. مسئلهى اصلى در اين قضاياى
اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه
انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟
بیانات امام خامنه اي (مد ظله) در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 6/12/88
بیانات امام خامنه اي (مد ظله) در حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90 ( 1/1/90)![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



